خرید بک لینک

اگر در زمینه ی بهینه سازی موتورهای جستجو یا سئو فعالیت می کنید یا به عنوان صاحب یک وب سایت تمایل دارید وب سایت شما در صدر نتایج جستجوی گوگل قرار بگیرد، لازم است با الگوریتم های گوگل آشنا باشید. گوگل با توجه به مجموعه ای از دستورالعمل ها و قواعد، وب سایت ها را بررسی و رتبه بندی کرده و پس از رسیدن به شناخت صحیح از این وب سایت ها و بررسی اعتبار آن ها ، کاربران را متناسب با هدف شان به مسیر درست هدایت می کند.

اگر شاهد یک افت ناگهانی در میزان ترافیک وب سایت و رتبه ی آن شده اید، فکر استفاده از روش های موقتی مانند سئوی کلاه سیاه را از سر خود بیرون کنید. در عوض می توانید به کمک شناسایی این الگوریتم ها این مشکلات را رفع کرده و وضعیت وب سایت را بهبود بخشید.

اگرچه می توان گفت الگوریتم های رتبه بندی وب سایت ها توسط گوگل آشکار نیستند، اما تعدادی الگوریتم های جانبی وجود دارد که به هدف بهبود نتایج جستجو، درک صحیح از عبارات جستجو، اعتبار بخشی به سایت ها، تشخیص سایت های اسپم و در یک کلام ارائه نتایج “کاربرمحور” به کار می روند. در حقیقت، هوش مصنوعی به کمک گوگل آمده و نتایج را در راستای رضایت مخاطب بهبود می دهد.  برای آشنایی با این 14 الگوریتم معروف، در این مقاله و مقالات بعدی با ما همراه باشید.

الگوریتم جعبه شنی گوگل (Sand Box)

شاید این سوال برای شما پیش آمده که چرا وب سایت جدیدتان با وجود محتوای ارزشمند، رعایت تمام قوانین سئو و وجود لینک های طبیعی به مدت چند ماه در نتایج جستجوی گوگل، به خصوص در نتایج اولیه ظاهر نمی شود؟ این موضوع نتیجه ی وجود الگوریتم جعبه شنی یا سند باکس گوگل است. پیش از ایجاد الگوریتم های پاندا و پنگوئن، سایت های اسپم بسیاری می توانستند به نتایج اولیه جستجوی گوگل راه پیدا کنند. اگر چه گوگل به صورت رسمی وجود این الگوریتم را تایید یا تکذیب نکرده است، اما متخصصین سئو بر این باورند که گوگل با توجه به این الگوریتم از سال 2004 تا کنون، از ابتدای راه اندازی وب سایت شما، یک بازه زمانی را در نظر گرفته و در آن مدت عملکرد وب سایت شما را در تمام جوانب مورد بررسی قرار می دهد تا از اسپم نبودن و کیفیت آن اطمینان حاصل کند. در حقیقت تا پایان این بازه زمانی، درست هنگامی که گوگل وب سایت شما را ارزشمند تشخیص دهد، وب سایت شما با رقبای قدرتمندتان در گوگل رقابت نمی کند. استفاده از تکنیک های سئوی کلاه سفید، تولید محتوای کاربرپسند و ارزشمند، لینک بیلدینگ داخلی و دریافت لینک های طبیعی از وب سایت های قدرتمند، می تواند به وب سایت شما کمک کند تا هرچه سریع تر از جعبه شنی گوگل خارج شده و به دنیای پررقیب آن وارد شوید.

الگوریتم کافئین گوگل (Caffeine)

گوگل الگوریتم کافئین را در سال 2009 با هدف ایجاد تغییر کلی در ساختار رتبه بندی خود معرفی کرد. سرعت بیشتر در ایندکس کردن وب سایت ها، نمایش نتایج جستجوی بیشتر، مرتبط تر و به روزتر و افزایش شدید ظرفیت محتوایی گوگل از مزایای الگوریتم کافئین هستند. به طور کلی می توان گفت گوگل با ارائه ی این الگوریتم، تحولی عظیم در خدمت خود به کاربران ایجاد کرده تا روز به روز بر میزان رضایت آن ها بیافزاید.

الگوریتم پاندای گوگل(Panda)

الگوریتم پاندا در فوریه 2011 توسط گوگل معرفی شد. با توجه به این الگوریتم، گوگل می تواند محتوای باکیفیت را از محتوای ناقص، کوتاه، کپی شده و بی ارزش تشخیص داده و این سایت ها را از نتایج جستجو حذف کند. دیگر نمی توان با استفاده از ترفندهای سئوی کلاه سیاه مانند کپی کردن محتوا گوگل را گمراه کرد.

برخی شاخصه های مد نظر پاندا:

  • مفید نبودن محتوا
  • کپی و تکراری بودن محتوا
  • استفاده بیش از حد از تبلیغات درون صفحه و ایجاد مزاحمت برای کاربران
  • گردآوری مطالب مختلف (بدون اعمال تغییرات) از وب سایت های دیگر
  • تولید محتوای ناقص و بسیار کوتاه
  • عدم هماهنگی مطالب با یکدیگر
  • استفاده بیش از حد و نامناسب از کلمات کلیدی
  • وجود لینک های خراب
  • اسپم های تولید شده توسط کاربرUser-Generated Spam) )
  • نرخ پرش (Bounce Rate) بالا و مدت زمان حضور در سایت(Time on Site) پایین

بنابراین به طور مستمر باید علاوه بر استفاده از تکنیک های سئو، محتوای باکیفیت تولید کنید تا از طریق الگوریتم پاندای گوگل جریمه نشوید و همیشه در صدر نتایج جستجو ظاهر شوید.

الگوریتم تازگی محتوای گوگل (Freshness)

الگوریتم تازگی محتوای گوگل در سال 2011 معرفی شد. با توجه به این الگوریتم، گوگل شاخص هایی برای ارزیابی تازه بودن محتوا در نظر گرفته و مطابق با آن ها، تازه ترین و به روز ترین محتوا را به کاربران نمایش می دهد. اعمال تغییرات در محتوا، بالا بودن نرخ انگیجمنت کاربران (که نشان از مفید و تازه بودن محتوا دارد)، لینک بیلدینگ مستمر، بک لینک های دریافت شده از وب سایت های قدرتمند و به روز، تاریخ انتشار محتوا یا آخرین تاریخ به روز رسانی آن و وجود کلمات کلیدی مرتبط با محتوا، برخی از معیارهای گوگل برای بررسی تازه بودن محتوا هستند.

برای آشنایی با دیگر الگوریتم های معروف گوگل در مقالات بعدی با ما همراه باشید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1398 ساعت: 17:54

یکی از عوامل اثرگذار در تدوین یک استراتژی موفق کسب و کار، آگاه بودن از عوامل داخلی و خارجی اثرگذار بر آن است. تحلیل PESTEL در حقیقت یک قالب و ابزار تحلیلی برای برنامه ریزی استراتژیک کسب و کارهاست. از این ابزار برای تحلیل نیروهای بزرگ خارجی اثرگذار بر سازمان استفاده می شود. اگرچه کنترل این نیروهای خارجی از دست سازمان خارج است، اما نادیده شمردن اثرات بلند مدت آن ها به شکست کسب و کار می انجامد.

عبارت PESTEL مخفف واژه های Political، Economic، Social، Technological، Environmental و Legal است که در ادامه به توضیح این فاکتورها می پردازیم.

فاکتورهای سیاسی (Political)

این عامل تعیین کننده ی میزان تاثیر دولت و سیاست های آن بر یک سازمان یا صنعت خاص است. عوامل سیاسی می تواند شامل سیاست های تجاری، معاملاتی، قوانین مالیاتی، قوانین سرمایه گذاری، انتخابات و روندهای سیاسی، مشکلات سیاسی و روابط داخلی کشور، فساد اقتصادی و عواملی از این قبیل باشد. سازمان ها باید با آگاهی از این عوامل، بتوانند خود را با شرایط فعلی محیط تطابق داده و استراتژی خود را با پیش بینی های سیاسی آینده هم گام سازند.

فاکتورهای  اقتصادی (Economical)

سیاست ها و ساختار اقتصادی و عوامل موثر بر اقتصاد یک جامعه، به همان نسبت بر چرخه اقتصادی درون سازمان و سودآوری آن اثر مستقیم دارند. این عوامل شامل رشد اقتصادی، نرخ بهره، تورم، مالیات، روند جاری اقتصادی، پیشامدهای فصلی، رشد و توسعه صنعت، نرخ صادرات و واردات، معاملات بین المللی و نرخ بین المللی تبدیل ارز می شوند. فاکتورهای اقتصادی را می توان در دو دسته ی اقتصاد خرد و کلان بررسی کرد. سیاست های اقتصادی اجرا شده توسط دولت ها برای مدیریت نرخ تقاضا زیرمجموعه ی اقتصاد کلان و روند عرضه و تقاضای بازار و نحوه ی خرج کردن درآمد توسط مردم، زیر مجموعه ی اقتصاد خرد قرار می گیرند.

فاکتورهای اجتماعی (Social)

عوامل اجتماعی که اغلب متاثر از فرهنگ حاکم بر یک جامعه هستند، شامل عقاید و بینش کلی رایج میان افراد آن جامعه بوده که بر عملکرد سازمان و نوع محصولات و خدماتی که ارائه می کند، تاثیر می گذارند. خصوصیات دموگرافیک (مانند بازه سنی، میزان درآمد، سبک زندگی، موقعیت شغلی، آگاهی از سلامتی)، تصویر برند در جامعه، تابوهای فرهنگی، مسائل اخلاقی، ترندهای خرید، الگوهای خرید مشتریان و تبلیغات رایج، از جمله نمونه های فاکتورهای اجتماعی هستند.

فاکتورهای  مرتبط با تکنولوژی(Technology)

رشد و پیشرفت سریع تکنولوژی بر تمام فرآیندهای سازمان از جمله بازاریابی محصولات تاثیر می گذارد. برای منطبق شدن با این روند سریع و سوار شدن بر موج تکنولوژی، باید به دنبال راه های جدید ارائه خدمات، تولید محصولات و نحوه ی توزیع آن ها بوده و از روش های نوینی مانند دیجیتال مارکتینگ برای تحقق اهداف گوناگون سازمان مانند آگاهی از برند، افزایش فروش، افزایش نرخ تبدیل، افزایش نرخ بازگشت سرمایه، تعامل بیشتر با مخاطبان هدف و … بهره ببرید.

تکنولوژی های نوظهور، میزان رشد و پذیرفته شدن تکنولوژی، تحقیقات و اختراعات، قوانین وضع شده در حوزه تکنولوژی، اطلاعات و ارتباطات و پیشرفت های رقبای موجود در صنعت در حوزه تکنولوژی، از جمله مثال هایی از فاکتورهای تاثیرگذار تکنولوژیکی در صنعت هستند.

فاکتورهای محیطی (Environmental)

در چند دهه ی اخیر، عوامل محیطی بیش از پیش از اهمیت خاصی برخوردار شده اند. به عناون مثال، کمبود منابع مواد خام، آلودگی های زیست محیطی، تولید محصولات سبز و دوست دار محیط زیست، سیاست های موجود جهت استفاده از منابع تجدید پذیر و تمایل بیشتر مشتریان به استفاده از محصولاتی که قابل بازیافت هستند و آسیب کمتری به محیط زیست می رسانند، از جمله مواردی هستند که لزوم اهمیت دادن سازمان ها به مسائل زیست محیطی را پررنگ تر کرده اند. قوانین وضع شده در حوزه ی محیط زیست، فاکتورهای بومی، لزوم کاهش ردپای کربن در تمامی صنایع، اثرات وارونگی هوا  و … از دیگر فاکتورهای محیطی موثر بر فعالیت یک سازمان هستند.

قوانین کنونی و آتی، قوانین بین المللی، قوانین استخدام، قوانین مالیاتی، قوانین مرتبط با فساد و پول شویی، قوانین استاندارد، قوانین ایمنی و سلامت، فرصت های برابر، استانداردهای تبلیغات، قوانین وضع شده در رابطه با حقوق مشتریان، قوانین برندینگ، قوانین مرتبط با محصول و قوانین وضع شده در رابطه با آن صنعت خاص، از جمله مواردی هستند که عوامل قانونی موثر بر عملکرد یک کسب و کار را تشکیل داده اند.

تحلیل PESTEL در برنامه ریزی استراتژیک کسب و کار، برنامه ریزی بازاریابی، ایجاد تغییرات سازمانی، توسعه محصول یا کسب و کار و تهیه گزارشات تحقیقاتی کاربرد دارد. اطلاعات حاصل از تحلیل PESTEL در نهایت در تحلیل SWOT برای ارزیابی فرصت ها و تهدیدها به کار می رود، چرا که با تحلیل محیط بیرونی کسب و کار، می توان استفاده از فرصت ها را به حداکثر و تهدیدهای موجود را به حداقل رساند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: شنبه 16 شهريور 1398 ساعت: 12:41

یکی از چالش های همیشگی در طراحی اپلیکیشن یا وب سایت، انتخاب میان طراحی تخت (Flat Design) و متریال دیزاین (Material Design) است. به نظر شما کدام سبک طراحی، تجربه کاربری بهتری را ایجاد می کند؟ در این مقاله با ما همراه باشید تا با مفهوم Flat      Design  و Material Design و تفاوت های آن ها آشنا شوید.

 

مفهوم اسکیومورفیسم (Skeuomorphism)

پیش از آشنایی با مفهوم متریال دیزاین و فلت دیزاین، باید با مفهوم اسکیومورفیسم آشنا شوید. اسکیومورفیسم در دنیای طراحی به معنی به تصویر کشیدن اشیا و عناصر طراحی به شکل واقعی است، درست همان گونه که در ذهن کاربر نقش بسته است. در این تکنیک برای تقلید از دنیای واقعی، فضا و اشیا به صورت سه بعدی طراحی شده و از رنگ های طبیعی استفاده می شود. از این تکنیک بیشتر در گذشته و در ابتدای روند رو به رشد استفاده از وب، موبال های هوشمند و به طور کلی دنیای دیجیتال مورد استفاده قرار می گرفت. اما رفته رفته به علت داشتن جزئیات بسیار زیاد و سرعت بارگذاری بالا، محبوبیت خود را از دست داد.

فلت دیزاین (Flat Design)   

طراحی تخت یا فلت دیزاین را می توان به عنوان مفهوم مخالف اسکیومورفیسم در نظر گرفت. در طراحی تخت یا فلت دیزاین، از طرح های دو بعدی به جای به تصویر کشیدن تصاویر دنیای واقعی به روش اسکیومورفیسم استفاده می شود. در فلت دیزاین هیچ گونه استفاده از سایه ها، گرادیانت ها و تکسچرها به چشم نمی خورد. تمرکز طراحی تخت بر استفاده از رنگ ها و تایپوگرافی است. در طراحی تخت، ظاهر کلی چندان مهم نیست و آنچه بسیار اهمیت دارد، عملکرد و در حقیقت ایجاد تجربه کاربری رضایت بخش است.

مزایای فلت دیزاین

  • یک طراحی ساده، مینیمال، بدون عناصر اضافی و شلوغی، که حواس کاربر را پرت نمی کند.
  • گاهی یک طرح ساده توانایی بیشتری در انتقال مفاهیم به کاربر دارد.
  • تایپوگرافی واضح در فلت دیزاین باعث می شود به راحتی خوانده شود.
  • فلت دیزاین مطابقت بسیاری با طراحی واکنش گرا یا Responsive Design دارد.
  • طراحی تخت در مقایسه با دیگر انواع طراحی، سرعت بارگذاری بالاتری در مرورگرها و اپلیکیشن ها دارد.

معایب فلت دیزاین

  • نبود سایه ها و عمق عناصر طراحی شده، ممکن است گاهی سبب بروز چالش هایی در قابلیت استفاده یا Usability شود.
  • وجود انتخاب های محدود از میان رنگ ها، آیکون ها و شکل های ساده و یکنواخت، ممکن است تشخیص دادن تمایز برخی بخش ها را از یکدیگر سخت کند و باعث شود طراحی های شما تکراری به نظر برسد.
  • گاهی تشخیص قابلیت کلیک آیتم ها برای کاربر مشکل می شود.
  • طراحی CTA ها در فلت دیزاین ممکن است چندان جذاب به نظر نرسیده و سبب کاهش نرخ کلیک (CTR) شود.
  • محدودیت های فلت دیزاین باعث می شود نتوانید بسیاری از ایده های خلاقانه ی خود را در طراحی پیاده سازی کنید.
  • طراحی تخت برای تمام وب سایت ها یا اپلیکیشن ها با توجه به هدف و نوع فعالیت آن ها مناسب نیست.

متریال دیزاین(Material Design)  

متریال دیزاین یک سیستم طراحی توسعه داده شده توسط گوگل است. گوگل در سال 2014 متریال دیزاین را در جهت ایجاد یک زبان بصری منسجم، کاربردی و قابل دسترس به وجود آورد. هدف متریال دیزاین خلق تجربه کاربری دلپذیر و قابل لمس از وب و اپلیکیشن ها است. به عبارتی دیگر، در متریال دیزاین تلاش بر این است که حس های واقعی از اجسام مانند طول، عرض، ارتفاع و عمق را به کمک عناصر طراحی، سایه ها، حرکات، انیمیشن ها، طیف رنگ ها و … به کاربر منتقل کرد. متریال دیزاین سیستمی است که طراحان رابط کاربری را به سمت یک طراحی یکپارچه و با کمترین میزان پرتی حواس کاربر هدایت می کند.

از متریال دیزاین بیشتر در طراحی رابط کاربری اپلیکیشن ها استفاده می شود. متریال دیزاین باعث می شود تعامل بیشتری میان کاربر و اپلیکیشن صورت گیرد، چرا که این نوع طراحی کاربرپسندتر است و می تواند با توجه به شناخت شما از کاربران و در راستای رفع نیازهای آن ها انجام شود. دو هدف اصلی متریال دیزاین عبارتند از:

  • خلق یک زبان طراحی که منعکس کننده ی ویژگی های اصلی طراحی کلاسیک باشد.
  • توسعه ی یک سیستم یکپارچه که بتوان آن را در تمام پلت فرم ها خصوصاً در موبایل پیاده سازی کرد.

متریال دیزاین از سه بخش اصلی تشکیل شده که محقق شدن اهداف بالا را امکان پذیر ساخته اند:

  • متریال به عنوان استعاره یا Metaphor: اشیاء و عناصر در متریال دیزاین درست مانند اشیاء در واقعیت ایجاد شده و باهم مرتبطند. به عبارتی می توان گفت این عناصر استعاره ای از واقعیت هستند.
  • وجود عناصر برجسته، گرافیکال و جذابBold) ، Graphic و (Intentional که از طراحی روی کاغذ (طراحی چاپی) الهام گرفته می گیرند.
  • حرکت (Motion): حرکات در متریال دیزاین به صورت واقعی و با هدف افزایش توجه کاربر طراحی شده اند.

دلیل اهمیت متریال دیزاین

متریال دیزاین یک چارچوب استاندارد برای طراحی رابط کاربری در اختیار طراحان قرار می دهد تا از اشتباهات فاحش در طراحی جلوگیری شود. به عبارتی دیگر، متریال دیزاین همانند یک نقشه راه برای طراحی انیمیشن ها، استایل ها، layouts ، اجزا و الگوها عمل می کند. به همین دلیل هنگام کار کردن با محصولات گوگل، یک تجربه کاربری متحدالشکل (یکپارچه) و رضایت بخش برای کاربران پدید می آید.

مزایای متریال دیزاین

  • ایجاد رابط کاربری ساده و یکپارچه (وب سایت و اپلیکیشن)
  • ثبات رویه به دلیل وجود اهداف و دستورالعمل های مشخص
  • استفاده از محور Z (ایجاد عمق در اشیا)
  • جنبه های بصری قوی
  • جذابیت بیشتر به دلیل استفاده از حرکات و Motion
  • ترغیب بیشتر کاربران به انجام عمل مورد نظر به دلیل طراحی CTA جذاب
  • افزایش سرعت در طراحی

معایب متریال دیزاین

  • دستورالعمل ها و چارچوب های مشخص و محدود از سوی گوگل
  • جلوگیری از بروز خلاقیت و ایجاد طراحی دلخواه خارج از چارچوب ها
  • آسان نبودن اعمال تغییرات در چارچوب های متریال دیزاین
  • یکسان شدن قالب طراحی ها
  • مصرف بیشتر باتری موبایل در اپلیکیشن ها

مقایسه فلت دیزاین و متریال دیزاین

به طور کلی می توان گفت متریال دیزاین و فلت دیزاین خصوصیات مشترک بسیاری دارند. در فلت دیزاین تمایل به استفاده از طیف رنگ های محدودتر بیشتر است تا حواس کاربر پرت نشود. همچنین سادگی طراحی عناصر رابط کاربری، کارایی آن را افزایش می دهد. نکته ای که فلت دیزاین را از دیگر روش های طراحی متمایز می سازد این است که از عناصر واقعی الهام نمی گیرد و بسیار مینیمال است.

متریال دیزاین به طور کامل از فلت دیزاین جدا نبوده و به نوعی مکمل آن است. به عبارتی دیگر می توان گفت متریال دیزاین نسخه ی بهبود یافته ی فلت دیزاین است که بر برخی عناصر اسکیومورفیسم مانند سایه ها، انیمیشن ها و لایه های متفاوت تاکید دارد. سادگی در طراحی و انتخاب رنگ ها، در کنار استفاده از این عناصر که بر جذابیت بصری طراحی افزوده اند، سبب شده تجربه کاربری رضایت بخشی خلق شود.

همچنین می توان از مزایای عناصر متریال دیزاین در طراحی های تخت (و بالعکس) بهره برد و این دو روش را با یکدیگر ترکیب کرد. در بیشتر مواقع، رابط کاربری متریال دیزاین User-Friendly است و بخش های قابل کلیک و غیر قابل کلیک را در نگاه کاربر به راحتی از یکدیگر قابل تشخیص می کند.

همان گونه که پیش تر گفته شد، هر کدام از سبک های طراحی تخت و متریال دیزاین مزایا و معایب خود را دارند. طراحان وب سایت یا اپلیکیشن ها باید با توجه به هدف خود از طراحی، سبک مناسب را انتخاب کنند. برای مثال، متریال دیزاین ممکن است برای طراحی بازی های خلاقانه مناسب نباشد، اما برای طراحی اپلیکیشن ها و وب سایت های فانتزی گزینه ی مناسبی است. یا هنگامی که سرعت بارگذاری وب سایت برای طراح اولیت دارد، استفاده از سبک فلت دیزاین به متریال دیزاین نیز به همان نسبت در اولویت قرار می گیرد.

تیم طراحی و توسعه وب سایت آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان بهینه ترین روش های طراحی وب سایت را انتخاب کرده و شما را در مسیر رسیدن به اهداف کسب و کارتان همراهی می کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 19:05

تصمیم گیری برای تشخیص بودجه سالانه به فعالیت های بازاریابی، خصوصاً بازاریابی دیجیتال، یکی از دغدغه ها و چالش های همیشگی صاحبان کسب و کار و مدیران بازاریابی است. درنظر گرفتن بخشی از این بودجه برای جذب مخاطب جدید همواره یک انتخاب وسوسه برانگیز است. اما قبل از تعیین درصد این بودجه، باید به این سوال پاسخ دهید که به کمک پیاده سازی کدام استراتژی ها، می توانید مشتریان فعلی خود را به بازگشت به سوی خود و در نهایت تبدیل شدن به مشتریان وفادار هدایت کنید؟ چرا که مشتریان فعلی هر سازمان ارزش بسیار بالایی داشته و سرمایه گذاری برای حفظ آنان ارزشمند است. تولید Lead و جذب مشتریان جدید هزینه ای به مراتب بیشتر به سازمان تحمیل می کند. به علاوه، تحقیقات نشان داده است که مشتریان فعلی در مقایسه با مشتریان جدید شما حاضرند بیش از ۶۰% برای دریافت محصولات یا خدمات شما هزینه کنند.

یکی از راه های تصمیم گیری بهینه در مورد اینکه چه بخش از بودجه ی کمپین تبلیعاتی خود را به کدام دسته از مخاطبان و مشتریان اختصاص دهید، محاسبه ی معیار (Customer Lifetime Value (CLV یا ارزش طول عمر مشتری است.

ارزش طول عمر مشتری یا (Customer Lifetime Value (CLV

در مقاله قبل به طور مفصل درباره تعریف ارزش طول عمر مشتری، نحوه محاسبه و اهمیت آن برای کسب و کارها صحبت کردیم. به زبان ساده، ارزش طول عمر هر مشتری، میزان ارزشی است که کسب و کار شما از طریق آن مشتری در طول یک بازه زمانی مشخص کسب کرده است.

برآورد ارزش طول عمر مشتری در راستای تصمیم گیری برای تخصیص بودجه در یک کمپین تبلیغاتی، از دو جهت به استراتژی شما جهت می دهد:

  • بخش بندی مخاطبان: با محاسبه CLV می توانید مشتریان را بر اساس میزان (LTV (Lifetime Value بخش بندی کنید. سپس به بررسی پرسونای آن بخش از مشتریان که ارزش طول عمر بیشتر و در واقع سودآوری بیشتری در بلند مدت دارند، بپردازید. اکنون با استفاده از این اطلاعات می توانید مخاطبان هدف کمپین تبلیغاتی دیجیتال خود را مشخص کنید.
  • تعامل: اکنون می توانید برای صرفه جویی در بودجه، مشتریان وفادار و آن بخش از مشتریانی که CLV بالاتری دارند را هدف قرار داده و با آنان تعاملات موثرتری برقرار کنید. برای این کار می توانید تمرکز استراتژی های دیجیتال مارکتینگ خود، مانند ایمیل مارکتینگ و بازاریابی شبکه های اجتماعی را بر مشتریان فعلی قرار دهید تا بتوانید به کمک برقراری ارتباطات موثر با آنان، شانس وفادار کردن آن ها را افزایش دهید.

کاربرد ارزش طول عمر مشتری در کمپین دیجیتال مارکتینگ

اکنون که میزان CLV را محاسبه کرده، و پس از بخش بندی مشتریان، تمرکز خود را بر آن دسته از مشتریانی که ارزش طول عمر بالاتری داشتند، قرار داده اید، نوبت به تدوین استراتژی کمپین دیجیتال رسیده است. در ادامه خواهیم گفت که چگونه هنگام اجرای کمپین های دیجیتال می توانید مشتریان با ارزش طول عمر بالاتر را شناسایی کرده و آن ها را به طور حتم به عنوان بخش اصلی مخاطبان خود، هدف قرار دهید.

1. شبکه های اجتماعی

مخاطبان امروزی دیگر از مکالمات و ارتباطات یک طرفه از سوی برندها استقبال نمی کنند، بلکه تعامل و ارتباط دو سویه را می پسندند.
شبکه های اجتماعی بستر بسیار مناسبی برای کسب و کارها و برندها پدید آورده اند که به کمک آن می توانند با مخاطبان هدف خود ارتباط قوی تری برقرار کرده و آن ها را درگیر این تعاملات کنند. پیش از آغاز کمپین بازاریابی در شبکه های اجتماعی، بهتر است  با اتکا به داده های حاصل از کمپین های پیشین، آن بخش از مخاطبان خود که دارای ارزش طول عمر بالاتری هستند را هدف قرار داده و استراتژی خود را با توجه به پرسونای آن ها، تدوین کنید، زیرا تنها درصورتی که مخاطب و مشتریان خود را بشناسید می توانیدمحتوایی مطابق با سلیقه آن ها تولید کرده و میزان Engagement را بالا ببرید.

به علاوه، مدتی پس از شروع کمپین و برای بررسی میزان اثربخشی آن می توانید از شاخص ارزش طول عمر مشتری بهره ببرید. برای این کار می توانید با مقایسه ی میانگین هزینه جذب هر مشتری( CAC (Customer Acquisition Cost تا به این لحظه و ارزش ایجاد شده توسط هر مشتری در همان بازه زمانی(CLV)، بهینه بودن و سودآوری کمپین را رصد کرده و مسیر آتی را پیش بینی کنید. در صورتی که هزینه تحمیل شده بر سازمان برای اجرای کمپین و جذب مشتریان جدید، بیشتر از ارزش ایجاد شده توسط آنان باشد، منطقی است که کمپین شما توجیه اقتصادی نداشته و باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

2. وب سایت

وب سایت شما، یکی از مهم ترین دارایی های دیجیتال شماست. با طراحی صفحه فرود یا لندینگ پیج متناسب با کمپین بازاریابی دیجیتال خود، می توانید به راحتی نرخ تبدیل و Engagement rate را محاسبه کنید. پیش از طراحی لندینگ پیج متناسب با کمپین بازاریابی دیجیتال خود، باید در نظر داشته باشید که کدام کلمات کلیدی در کمپین های قبلی منجر به افزایش بیشتری در نرخ تبدیل شده اند. با آغاز کمپین، با رصد کردن روند جذب مشتری و میزان تبدیل، باید متوسط هزینه ی جذب هر مشتری در طراحی لندینگ پیج را با متوسط ارزش حاصل از هر مشتری در آن بازه زمانی(CLV)  مقایسه کرده و در صورت اقتصادی نبودن، تصمیمات به موقعی اتخاذ کنید.

همچنین باید تلاش کنید که مشتریان را از طریق روش های مختلف مانند طراحی بهینه دکمه های فراخوان عمل یا CTA جذاب، تولید محتوای با کیفیت و شخصی سازی شده متناسب با مشتریان با CLV بالاتر، افزایش سرعت بارگذاری صفحات و ارائه پیشنهادات هیجان انگیز و با جلب رضایت مخاطب، او را در وب سایت نگه داشته و نرخ تبدیل را بالا ببرید. به کارگیری روش هایی مانند تست A/B به شما کمک می کند تا جذاب ترین نسخه از لندینگ پیج را به عنوان نسخه اصلی طراحی خود انتخاب کنید.

3. ارسال ایمیل های شخصی سازی شده

اجرای کمپین های ایمیلی بدون در نظر گرفتن شخصی سازی محتوا و مرتبط بودن آن با پرسونای مخاطب، اثربخشی چندانی ندارد، چرا که مخاطبان آن را آزار دهنده دانسته و در بیشتر موارد پیش از بازکردن ایمیل، آن را حذف می کنند. ارسال ایمیل های شخصی سازی شده به گروه مورد نظر از مخاطبان هدف (مثلا بخش مشتریان با CLV بالاتر)، یکی از راهکارهای برای افزایش ارزش طول عمر مشتریان و وفاداری آنان است. به علاوه، مشتریان احساس می کنند به نیازها و سلیقه ی آنان اهمیت داده شده و تمایل بیشتری برای استفاده از خدمات یا محصولات برند شما خواهند داشت.

در حین اجرای کمپین های ایمیلی نیز باید همواره با مقایسه ی متوسط هزینه کمپین و ارزش حاصل شده از مشتریان در آن بازه، از سودآوری آن اطمینان حاصل کنیم.

4. بهبود مدیریت ارتباط با مشتری

منطقی است که مشتریان تمایل دارند از سوی برند مورد علاقه خود حمایت شوند و از مشاوره پیش از فروش و همچنین پشتیبانی پس از فروش بهره مند گردند. CRM یامدیریت ارتباط با مشتری، مجموع استراتژی ها و دستورالعمل هایی است که با هدف بالا بردن کیفیت تعامل با مشتری و حفظ آنان، به کار گرفته می شود. CRM به ما کمک می کند تا با مشتری در ارتباط باشیم، نیازهای او را حدس بزنیم و برای کسب رضایت و وفادارسازی او، سطح بالاتری از خدمات را ارائه کنیم.

 

به طور کلی می توان گفت پس از محاسبه CLV قادر خواهید بود مقدار متوسط هزینه ی جذب یک مشتری جدید به قیف فروش را با مقدار ارزش طول عمر مشتری مقایسه کرده و بهینه ترین استراتژی را (از میان جذب مشتری جدید یا حفظ مشتری فعلی) انتخاب کنید.

محاسبه ارزش طول عمر مشتری به شما کمک می کند تا بودجه ی کمپین بازاریابی دیجیتال خود را به طور بهینه و در بهترین بخش به کار برید. فراموش نکنید سرمایه گذاری برای وفادار کردن و نگهداری مشتریان فعلی شما می تواند به مراتب هزینه کمتری داشته و نرخ بازگشت سرمایه حاصل از اجرای کمپین بازاریابی دیجیتال خود را به میزان بیشتری افزایش دهید. به عبارتی دیگر، افزایش CLV معادل افزایش در نرخ بازگشت سرمایه (ROI) است.

آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با ارائه ایده های خلاقانه در اجرای کمپین های دیجیتال مارکتینگ، کسب و کار شما را به سمت مسیری صحیح با هدف رشد، سودآوری و داشتن مشتریانی وفادار هدایت می کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: دوشنبه 11 شهريور 1398 ساعت: 19:31

یکی از مهم ترین معیارهایی که هر کسب و کار در حال رشد نباید از محاسبه آن غافل شود، ارزش طول عمر مشتری یا (Customer Lifetime Value (CLV است. با محاسبه CLV و مقایسه آن با هزینه جذب و نگهداری مشتری، کسب و کارها درمی یابند چه مدت زمانی طول می کشد تا به نقطه سر به سر و پس از آن به سودآوری دست یابند.
اگر می خواهید به مشتریان وفادار و سودآور دست یابید، باید با ارزش طول عمر مشتری، نحوه محاسبه و اهمیت آن آشنا باشید.

ارزش طول عمر مشتری یا (Customer Lifetime Value (CLV چیست؟

ارزش طول عمر مشتری شاخصی است که میزان ارزش کسب و کار حاصل از یک مشتری را در یک بازه زمانی مشخص، تعیین می کند.
کسب و کارها با محاسبه ی CLV می توانند سودآورترین بخش یا segment  از مشتریان خود را شناسایی کنند و ضمن به کارگیری استراتژی های مناسب، از مزایای محاسبه ارزش طول عمر مشتری بهره مند شوند.
همان گونه که در مقالات قبل در این مورد صحبت کرده ایم، مجموعه عوامل بسیاری بر وفادار کردن مشتریان و تکرار خرید آن ها اثر دارند. در نتیجه، این عوامل منجر به افزایش طول عمر مشتری و نرخ بازگشت سرمایه خواهند شد.

گام های محاسبه ارزش طول عمر مشتری

1. محاسبه ارزش متوسط خرید (Average Purchase Value)

این عدد از تقسیم میزان کل درآمد شرکت در بازه زمانی مشخص (مثلا یک سال) بر تعداد کل خریدها در آن بازه حاصل می شود.

2.محاسبه میانگین نرخ تناوب در خرید (Average Purchase Frequency Rate)

این مقدار از تقسیم تعداد خریدها در بازه زمانی مشخص بر تعداد مشتریان یکتا (غیر تکراری) که در آن بازه زمانی اقدام به خرید کرده اند، محاسبه می شود.

3. محاسبه ارزش مشتری (Customer Value)

ارزش مشتری از حاصل ضرب ارزش متوسط خرید در میانگین نرخ تناوب در خرید به دست می آید.

4. محاسبه میانگین طول عمر مشتری (average customer lifespan)

این عدد در حقیقت میانگین تعداد بازه های زمانی است که یک مشتری از محصولات یا خدمات برند شما خریداری می کند. این بازه زمانی بسته به نوع کسب و کار می تواند روز، ماه یا سال در نظر گرفته شود.

5. محاسبه CLV

در نهایت، برای محاسبه ارزش طول عمر هر مشتری، باید حاصل ضرب میانگین طول عمر مشتری را در ارزش مشتری به دست آورید. این عدد میزان سود مورد انتظار شما را به طور میانگین در یک بازه زمانی مشخص از یک مشتری نشان خواهد داد.

اهمیت محاسبه ارزش طول عمر مشتری

صرفه جویی در هزینه ها

از آنجایی که نگهداری مشتریان فعلی از جذب مشتریان جدید هزینه کمتری نیاز دارد، با دانستن اینکه کدام مشتریان شما ارزش بالاتری برای کسب و کار شما ایجاد می کنند، می توانید با بهره گیری از روش های مدیریت ارتباط با مشتری این دسته از مشتریان را برای خود نگه دارید.

افزایش وفاداری به برند

داشتن تعامل پایدار و هدفمند با مشتریان و به کارگیری استراتژی های مناسب برای تشویق آن ها به بازگشتن به سوی برند، به وفادار شدن آن ها می انجامد. تا زمانی که استفاده از محصولات یا خدمات شما برای مشتریان ایجاد ارزش کرده و نیازهای آنان به کمک برند شما پوشش داده شود، به برند شما وفادار خواهند ماند.

افزایش نرخ بازگشت سرمایه

منطقی است که با افزایش CLV و میزان فروش، نرخ بازگشت سرمایه نیز افزایش خواهد یافت.

استفاده بهینه از زمان

تمرکز بر وفادار کردن مشتریان فعلی و تلاش برای افزایش ارزش طول عمر آنان، به زمان کمتری در مقایسه با تولید Lead و تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل نیاز دارد.

بخش بندی مشتریان

محاسبه CLV سبب می شود بتوانید مشتریان خود را از نظر سودآوری در دراز مدت دسته بندی کرده و در نهایت در مورد نوع تعامل و استراتژی بازاریابی خود درباره هر گروه تصمیم گیری کنید.

سنجش کلی رضایت مشتری

میزان تکرار خرید مشتری و ارزش بالای طول عمر او می تواند دیدگاهی کلی در رابطه با رضایت او به کسب و کار بدهد. برای مثال، رخ دادن افت ناگهانی در میزان CLV یک گروه از مشتریان، در اکثر مواقع سیگنالی هشدار دهنده از وجود عواملی مثل یک اشتباه استراتژیک، افت کیفیت محصولات و نارضایتی مشتریان به حساب می آید.

ایجاد تعادل میان اهداف کوتاه مدت و بلند مدت

محاسبه CLV شما را قادر می سازد بهتر بتوانید اهداف کوتاه مدت و بلند مدت کسب و کار خود وزن داده و آن ها را اولویت بندی کنید.

آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با اجرای استراتژی های بازریابی در جهت ایجاد تعامل اثربخش با مشتریان و وفادارسازی آنان، ارزش طول عمر مشتریان شما را افزایش می دهد که به افزایش نرخ بازگشت سرمایه وفاداری مشتریان و کسب و کار شما می انجامد.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 5 شهريور 1398 ساعت: 16:53

بسیاری از کسب و کارها وب سایت تجارت الکترونیکی خود را راه اندازی کرده اند، اما در افزایش بازدید وب سایت و بهینه سازی نرخ تبدیل موفق نیستند. برای راه اندازی یک وب سایت تجارت الکترونیک موفق، باید از اشتباهات زیر پرهیز کنید.

1. نداشتن صفحه”درباره ما” مناسب

مشتریان شما مایل اند به طور کامل شما را بشناسند تا بتوانند بنا بر حسن سابقه تان با شما تعامل کنند. نداشتن صفحه “درباره ما” که اطلاعات دقیق و کاملی درباره شما و تجارت تان به مشتریان بدهد، در بازدید وب سایت و نرخ تبدیل شما اثری منفی دارد.

2. عدم تمرکز بر استراتژی های سئو

وب سایت شما بدون به کارگیری تکنیک های بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) در نتایج اولیه گوگل ظاهر نخواهد شد و در اثر دیده نشدن، مشتریان بالقوه بسیاری را از دست خواهید داد.

3. جدی نگرفتن اهمیت بازاریابی محتوا

محتوای مفید و ارزشمند، یکی از عوامل مهمی است که توجه بازدیدکنندگان وب سایت را به خود جلب کرده و آن ها را به خرید ترغیب می کند. به خصوص، تولید محتوای باکیفیت، مرتبط و به روز در مورد وب سایت های تجارت الکترونیک از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

4.توجه نکردن به طراحی واکنش گرا

در سال های اخیر بسیاری از وب سایت‎ ها به دلیل نداشتن طراحی واکنش گرا، جایگاه عالی خود را در نتایج جستجو از دست داده اند. این در حالی است که کاربران بسیاری تمایل دارند از موبایل خود وارد وب سایت های مختلف شوند. در صورت نداشتن طراحی واکنش گرا نسبت به سایر دستگاه ها مانند موبایل، تجربه کاربری خوبی خلق نخواهید کرد و مشتریان بسیاری را از دست خواهید داد.

5. سرعت بارگزاری پایین

سرعت پایین بارگذاری وب سایت یکی از عواملی است که سبب می شود مشتریان دیگر به شما مراجعه نکنند.

6. استفاده نکردن از هویت بصری یکپارچه

استفاده از المان های بصری یکپارچه و متناسب با برند در وب سایت، یکی از عوامل منعکس کننده ی هویت برند شماست. برای مثال، استفاده از رنگ ها و لوگوی برند، سبب می شود مشتریان به راحتی برند شما را به یاد آورده و به خاطر بسپارند.

7. عدم تمرکز محصولات

داشتن تمرکز بر گروه مشخصی از محصولات مخصوصا در ابتدای فعالیت یک وب سایت تجارت الکترونیکی، باعث می شود عملکرد وب سایت شما تخصصی تر باشد.

8. عدم توجه به نیازهای مخاطبان

اهمیت به نیازها و خواسته های مشتریان و برآورده کردن آن ها، مهم ترین عامل تولید Lead و وفادار کردن مشتریان یک وب سایت تجارت الکترونیک است. به همین منظور باید در تحقیقات بازار، پرسونای مخاطب را به درستی شناسایی کنید.

9. برگزاری مسابقات بدون استراتژی صحیح

برگزار کردن مسابقات دیجیتال یکی از راه های موفقیت آمیز است که به رضایت مشتریان، آگاهی از برند، افزایش بازدید وب سایت، افزایش نرخ تبدیل و در نهایت افزایش نرخ بازگشت سرمایه منجر می شود. نکته مهم این است که برگزاری این مسابقات باید هم راستا با استراتژی های دیجیتال مارکتینگ و کمپین بازاریابی دیجیتال برند شما باشد.

10. استفاده نکردن از اینفلوئنسر مارکتینگ

به کمک اینفلوئنسر مارکتینگ می توانید آگاهی از برند خود را افزایش داده و با هزینه ی نه چندان زیاد، ترافیک بسیاری را به سوی وب سایت خود هدایت کنید. نکته مهم این است که از اینفلوئنسرهای مرتبط با صنعت و دارای اعتبار نزد جامعه هدف خود استفاده کنید.

11. داشتن شبکه توزیع ضعیف و پرهزینه

شبکه توزیع قدرتمند و کارآمد، یکی از مهم ترین نقاط قوت یک وب سایت تجارت الکترونیک است. در صورتی که شبکه توزیع شما تاخیر زیادی داشته یا هزینه بالایی را به کاربران تحمیل کند، تجارت شما قادر به رقابت با کسب و کارهای مشابه نخواهد بود.

12. استفاده از روش های سنتی بازاریابی

عدم تطبیق با تکنولوژی روز و استفاده نکردن از روش های نوین بازاریابی مانند دیجیتال مارکتینگ یا بازاریابی درون گرا آسیب زیادی به کسب و کار آنلاین شما وارد خواهد کرد.

13. نداشتن توضیح مناسب برای جزییات محصول

بدون وجود اطلاعات دقیق،کامل، معتبر و به روزرسانی شده از محصول و همچنین عکس های باکیفیت واقعی، کاربران به وب سایت شما  اعتماد نکرده و تمایل زیادی به خریدن محولات از خود نشان نمی دهند.

14. انتخاب نام دامنه نامناسب

انتخاب نام پیچیده و طولانی برای دامنه سبب می شود کاربران به سختی آن را به یاد بسپارند. در صورتی که نام دامنه جذاب، مرتبط و به ید ماندنی باشد، مشتریان شما با احتمال بالاتری به وب سایت شما بازمی گردند.

15. ایجاد نکردن تجربه کاربری خوب

طراحی تجربه کاربری به معنای طراحی یک تجربه ایده آل برای کاربران، هنگام استفاده از یک محصول یا خدمت است. ایجاد تجربه کاربری خوب برای مشتریان یک وب سایت تجارت الکترونیک و به عبارتی دیگر، طراحی یک وب سایت کاربرپسند موجب جلب رضایت آنان و تمایل برای خرید مجدد خواهد شد. این در حالی است که در صورت نارضایتی و ایجاد نشدن تجربه کاربری موفق، مخاطبان تمایل کمتری برای بازگشت به وب سایت شما و توصیه آن به دیگران خواهند داشت.

 

برای دریافت مشاوره در زمینه ی تدوین استراتژی تجارت الکترونیک، انجام تحقیقات بازار، دیجیتال برندینگ و طراحی وب سایت تجارت الکترونیک خود به آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان مراجعه کنید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 5 شهريور 1398 ساعت: 12:19

تجارت همراه یا تجارت موبایلی (Mobile Commerce) در واقع نوعی از تجارت الکترونیک یا e-commerce است که در بستر تلفن های همراه صورت می گیرد. استفاده از تلفن های همراه هوشمند بسیار افزایش یافته و همه روزه افراد بسیاری مایلند تراکنش های مالی و خرید خود را به صورت آنلاین و از طریق موبایل خود انجام دهند زیرا موبایل همیشه در دسترس است و بدون ایجاد محدودیت مکانی و زمانی، باعث سرعت بخشیدن و تسهیل کارهای روزانه و حتی برطرف کردن نیازهای غیرمنتظره در افراد می شود.
کسب و کارها و برندها باید از این بستر دیجیتال مانند یک فرصت طلایی برای رشد کسب و کار و تحقق اهدافی مانند افزایش نرخ تبدیل، افزایش فروش و در نهایت وفادار کردن مشتریان خود استفاده کنند. در ادامه این بلاگ قصد داریم شما را با 6 راه افزایش وفاداری به برند از طریق تجارت موبایلی (M-Commerce) آشنا سازیم.

1. تجربه ای ساده و راحت برای مشتریان فراهم کنید.

کار کردن با تلفن های همراه همیشه در ذهن افراد، سرعت و سادگی در انجام کارها را تداعی می کند.
مشتریان شما نیز انتظار دارند به کمک موبایل خود بتوانند راحت تر و ساده تر از دیگر روش ها، با برند مورد علاقه خود در تعامل باشند یا محصول یا خدمت مورد نظر خود را به صورت آنلاین خریداری و دریافت کنند. بنابراین اگر بتوانید یک تجربه کاربری رضایت بخش را برای مشتریان خود فراهم کنید، آن ها تمایل کمتری به استفاده از دیگر اپلیکیشن ها و برندهای رقیب از خود نشان می دهند و شانس این را دارید که این افراد را به مشتری وفادار خود تبدیل کنید.

2. مشتریان باید به سرعت ارزش واقعی برند شما را دریابند.

اگر مشتری به سرعت سیگنالی از سمت برند شما برای وفاداری دریافت نکند، دیگر به شما وفادار نخواهد شد و به سراغ رقبا خواهد رفت. بنابراین تدوین و پیاده سازی استراتژی های وفاداری مشتری بسیار ضروری است. همچنین نباید مشتری را منتظر نگه دارید، بلکه از همان ابتدا برنامه های کلی خود را در رابطه با مشتریان وفادار به آن ها اعلام کرده و مزایای وفاداری به برند را به طور کامل و واضح برای شان شرح دهید، در غیر این صورت داشتن کارت وفاداری به تنهایی برای مشتریان، تاثیر و مفهومی نخواهد داشت.

3. تجارت موبایلی یک انتخاب نیست، یک باید است!

امروزه m-Commerce برای وفادار کردن مشتریان یک برند، ضروری است. تحقیقات نشان می دهند بسیاری از افراد حتی در اولین تجربه خود در استفاده از محصولات یا خدمات یک برند، از موبایل های خود جهت رزرو یا خریداری محصولات و خدمات استفاده کرده اند.
در حقیقت، صرف داشتن اپلیکیشن موبایل کافی نیست. بلکه کل مراحل سفر مشتری باید به صورت یکپارچه مدیریت شود تا بتوانید با استفاده از بستر موبایل، تجربه مشتری از تعامل با برندتان را بهبود دهید. برای این کار باید از روش های متفاوتی مانند در نظر گرفتن امتیازات، تخفیفات ویژه و برگزاری قرعه کشی ها مخصوص کاربران اپلیکیشن های موبایل در نظر بگیرید.

4. از کلان داده ها برای درگیرکردن احساسات مشتری و تعامل بیشتر استفاده کنید.

استفاده از کلان داده ها به صورت هدفمند بسیار ارزشمند است. برای مثال از این اطلاعات می توان برای تولید محتوای شخصی سازی شده استفاده کرد، چرا که ارسال پیام های عمومی و اتوماتیک که با پرسونای مخاطب و هویت برند متناقض است، اثربخش نخواهد بود.
همچنین، داشتن دیتابیس قوی دلیلی کافی برای داشتن مشتریان وفادار نیست. آنچه به وفاداری مشتریان کمک می کند، مواجه کردن آنان با تجربه ی استفاده از محصولات یا خدمات برندیست که به مشتریان خود اهمیت می دهد و به صورت مستمر آن ها را به مشارکت و تعامل دعوت می کند.
برای مثال یک رستوران می تواند تخفیفات وفاداری خود را به گروه های متفاوت مشتریان خود مانند خانواده ها، دانشجویان، دانش آموزان و … با درصد های مختلف اختصاص دهد. همچنین این تخفیفات می تواند به صورت پله ای بسته به میزان سفارش آنلاین آن ها از اپلیکیشن موبایل به آنان ارائه شود. به این صورت این رستوران توانسته با اهرم کردن کلان داده ها، به صورت شخصی تر با مشتریان ارتباط برقرار کند.

5. داستان برند خود را از طریق موبایل به گوش مخاطبان برسانید.

درگیر کردن احساسات مخاطب و ارائه ی آنچه آن ها دوستش دارند، یکی از مهم ترین عوامل در ایجاد وفاداری به برند است.
داستان برند، منعکس کننده ی تاریخچه، اهداف، ماموریت، چشم انداز و ارزش های آن کسب و کار است. داستان هر برند باید با مخاطبان متناسب باشد تا بتواند احساسات آنان را برانگیزد. تجارت موبایلی یا m-commerce باید در راستای رساندن داستان برند به گوش مخاطبان گام بردارد. به عبارتی دیگر، مشتریان باید از طریق موبایل خود، با داستان برند شما آشنا شوند. برای مثال، اگر ارائه خدمات باکیفیت با یهترین قیمت، یکی از ارزش های سازمان شماست اما در خدمات تجارت موبایلی خود تجربه ای محدود، بالاتر از قیمت و با خدمات ناقص ارائه کنید، با احتمال بالا مشتریان خود را از دست خواهید داد.

6. با مخاطبان خود تعامل برقرار کنید.

مشتریان نیاز دارند تا سفر شخصی خود را با برند شما تجربه کنند. برندها باید به صورت فعال با مخاطبان خود ارتباط برقرار کرده و به آن ها فقط به دید یک مشتری نگاه نکنند. یک برند موفق به سوالات مشتریان خود پاسخ می دهد، به بازخوردهای آنان توجه کرده و حتی در شبکه های اجتماعی با آن ها تعامل برقرار می کند تا تجربه ای کامل و موفق را برای شان رقم زده و آن ها را به برند خود وفادار سازند.
آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با تدوین استراتژی دیجیتال برندینگ و همچنین ارائه مشاوره در زمینه ی تجارت موبایلی، کسب و کار شما را در رساندن صدای برندتان به گوش مخاطبان  و همچنین وفادارسازی آن ها نسبت به برند یاری می کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: چهارشنبه 30 مرداد 1398 ساعت: 17:01

حتما به عنوان صاحب یک کسب و کار یا مدیر برندینگ هنگام اجرای یک کمپین تبلیغاتی، سوالاتی ذهن شما را درگیر کرده و برای تان پیش آمده که بخواهید شبهات را برطرف کنید، مطمئن شوید هیچ موردی از قلم نیفتاده، تا به این لحظه چه میزان از اهداف تان محقق شده و آیا در مسیر درستی قرار گرفته اید؟

برای یافتن پاسخ این سوالات و اطمینان از دست یابی به موفقیت در تبلیغات، لازم است این 10 نکته را به عنوان شاخص ارزیابی کیفیت تبلیغات خود در نظر داشته باشید.

1.ایجاد و نشان دادن تمایز

تمام برندهای موفق، یک مزیت رقابتی یا ویژگی بارز دارند که آن برند را از رقبا متمایز و متفاوت می کند. یک تبلیغ خوب باید این خصوصیت متمایز را در ذهن مخاطبان برجسته کرده و آن را تثبیت کند.

2. تمرکز  

داشتن یک هدف واحد و متمرکز در اجرای کمپین های تبلیغاتی بسیار ضروری است. برای رسیدن به این هدف، باید استراتژی تبلیغات و پیام آن نیز با رسانه ها و ایده هایی که برای ایجاد تعامل با مخاطبان انتخاب می شود، هم راستا باشند و بر یک هدف مشخص متمرکز شوند.

3. جلوگیری از پیچیدگی پیام

ارتباطات در صنعت تبلیغات، در واقع آن چیزی است که شنیده می شود نه آنچه گفته می شود! برای درک بهتر این جمله، بهتر است مثالی بزنیم. بسیاری از صاحبان کسب و کار قصد دارند در یک تبلیغ چندین نکته را بگنجانند و پیام های زیادی را به گوش مخاطب برسانند، اما آنچه مخاطب می شنود، چندین پیام به هم ریخته است که در نهایت در ذهنش تثبیت نشده و آن تبلیغ اثربخشی خود را از دست می دهد. بنابراین همواره باید پیام اصلی خود را فریاد بزنید. اگر نمی توانید یک پیام واحد را بدون هرگونه پیچیدگی به مخاطب انتقال دهید، بنابراین ایده ی تبلیغاتی شما بسیار پیچیده بوده و مخاطب را سردرگم خواهد کرد.

4. ارائه ایده جذاب

داشتن ایده های جذاب تبلیغاتی نه تنها موفقیت شما را تا حد زیادی تضمین می کند، بلکه به ثبات رویه شما کمک می کند. چرا که رفته رفته وادار می شوید تفکرات استراتژیک و دیگر فعالیت های خود مانند استراتژی های برندینگ و بازاریابی، توسعه برند، تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ در زمینه های مختلفی مانند بازاریابی شبکه های اجتماعی،برنامه ریزی یا خرید رسانه، طراحی وب سایت، بهینه سازی موتورهای جستجو و … را با این ایده ی بزرگ همسو کنید. در نتیجه مخاطبان شما ساده تر با این ایده ی خلاقانه ارتباط برقرار می کنند.

5. ایجاد تعامل

مخاطبان شما روزانه در معرض آگهی های تبلیغاتی بسیاری قرار می گیرند. در مرحله اول مهم این است که کدام تبلیغ توجه آن ها را بیشتر به خود جلب می کند، زیرا در غیر این صورت حتی نام برند شما را به خاطر نخواهند آورد! در مرحله بعدی، یک آگهی تبلیغاتی باید به گونه ای طراحی شود که مخاطب را به تعامل واداشته و به انجام عمل مورد نظر شما ترغیب کند. توضیح این موضوع در مورد تبلیغات دیجیتال واضح تر است. به عنوان مثال، یک آگهی تبلیغاتی موفق در شبکه های اجتماعی می تواند توجه مخاطبان بسیاری را جلب کرده و آن ها را به نوشتن نظرات، بازنشر مطالب، شرکت در مسابقات دیجیتال و تعامل با دیگر مشتریان ترغیب کند. یا یک لندینگ پیج با CTA جذاب در هدایت کاربران به سمت انجام عمل مورد نظر شما تاثیر بسیاری دارد.

6. جنبه های بصری قوی و جذاب

توجه مغز انسان ناخوداگاه به سمت عکس ها، ویدیو ها، رنگ ها و به طور کلی ویژگی های بصری یک تبلیغ جلب می شود. بنابراین نباید از اهمیت طراحی بهینه ی ویژگی های بصری یک آگهی تبلیغاتی غافل شوید تا بتوانید از این طریق نام برند خود را در ذهن مخاطبان ثثبیت کنید و نرخ تبدیل را افزایش دهید. فراموش نکنید این ویژگی ها باید منعکس کننده ی ویژگی های بصری برند بوده و با هویت آن هم راستا باشند.

7. تمرکز بر ارائه راه حل به مشتریان

به فکر فروش راه حل باشید، نه محصول! یکی از دلایل اصلی که مشتریان حاضر به استفاده از خدمات یا محصولات برند شما هستند، این است که نیاز، چالش یا مشکل خود را از این طریق حل کنند. بنابراین هدف یک تبلیغ خوب نباید بر محصول متمرکز شود، بلکه باید به مخاطب نشان دهد برند شما به فکر ارائه راه حل برای مشکلات آن هاست و به خواسته های مشتریان خود اهمیت بسیاری می دهد.

8. خلق ایده های مرتبط با مشتریان

یک برند باید بداند کدام ایده را به کدام مشتریان ارائه می کند. شناخت صحیح از پرسونای مخاطب به شما کمک می کند تا همواره در راستای نیازها و سلایق مشتریان گام بردارید و محصولات، خدمات و ایده های خلاقانه و در عین حال مرتبط را با هر پرسونا ارائه دهید.

9. تغییر دیدگاه مشتری

یکی از اهداف برگذاری کمپین های تبلیغاتی، جهت دادن به دیدگاه مشتریان نسبت به هویت برند شماست. ممکن است گاهی این دیدگاه حقیقت نداشته باشد، اما لازم است بدانید در بسیاری از موارد مخاطبان شما بر اساس همین دیدگاه و ادراک خود از برند، تصمیم می گیرند که با آن تعامل کنند و حتی به مشتری وفادار شما تبدیل شوند. بنابراین جهت دادن صحیح به این بینش و قرار دادن مخاطبان در وضعیتی که احساس کنند تنها چاره ی مشکل شان نزد برند شماست، کاری بسیار مهم است.

10. بازگویی داستان برند

از داستان برند خود صحبت کنید. پشت سر نام هر برند، داستانی نهفته که منعکس کننده ی تاریخچه، ماموریت، چشم انداز و ارزش های آن کسب و کار است. داستان هر برند باید با مخاطبان متناسب بوده و به گونه ای متفاوت از متون تبلیغاتی، احساسات آنان را درگیر کند. یک داستان برند خلاقانه و واقعی، به سرعت اعتماد مخاطبان را جلب کرده و پتانسیل بالایی برای وایرال شدن دارد.

برای اجرای کمپین های خلاقانه بازاریابی دیجیتال با یک استراتژی قدرتمند، در مسیری مطمئن و متناسب با کسب و کار خود، با آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان همراه باشید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: چهارشنبه 30 مرداد 1398 ساعت: 13:42

ممکن است عبارت “تفکر استراتژیک” به اندازه ی عباراتی مانند برنامه ریزی استراتژیک، تدوین استراتژی، راهکارهای استراتژیک و … به گوش نخورد. معمولاً بسیاری افراد به خصوص مدیران و صاحبان کسب و کار، بر این باورند که با تفکر استراتژیک آشنا هستند و همواره از این روش استفاده می کنند. اما حقیقت ماجرا این طور نیست! به زبان ساده، تفکر استراتژیک، شیوه ای بهتر و منسجم تر را در مورد نحوه ی فکر کردن به ما می آموزد.
این مطلب نه تنها برای مدیران و صاحبان کسب و کار، بلکه برای تمام افرادی که مایلند چارچوبی اصولی را در مورد نحوه نگرش خود به مسائل و دنیای پیرامون بیاموزند تا بتوانند با وجود تمام محدودیت ها، در بهینه ترین حالت مسائل را مدیریت کنند، مناسب است.
یک متفکر استراتژیک، سوالات را از پیش حدس می زند و گزینه های مختلفی را به عنوان راه حل موضوعات در نظر می گیرد. اگرچه تفکر استراتژیک ممکن است کمی زمان بر باشد و از چابکی سازمان بکاهد، اما یک مدیر خوب باید بتواند میان تصمیمات لحظه ای و تفکرات استراتژیک تعادل برقرار کند. در ادامه به معرفی ۷ عنصر تفکر استراتژیک موفق خواهیم پرداخت.

1. تعیین چشم انداز

اگر ندانید قرار است دقیقا به کجا برسید، هرگز موفق نخواهید شد. اولین گام در تفکر استراتژیک، تعیین دورنمایی از مسیر، همراه با اهداف تعریف شده است. این چشم اندازباید به گونه ای باشد که به شما برای ادامه دادن مسیر انگیزه دهد و اندکی شما را هنگام خارج شدن از مسیر، نگران کند. تعیین چشم انداز مانند چالشی است که شما را به تفکر درازمدت و پیش بینی موقعیت شما در آینده وا می دارد.

2. تمرکز

در این مرحله لازم است منابع محدود خود را با اهداف استراتژیکی که از پیش تعیین کرده اید، هم راستا کنید. این عوامل محدود کننده می توانند محدودیت های زمانی، اقتصادی، روابط بیرون سازمانی، محیط صنعت، رقبا و … باشند. از طرفی همواره گزینه های متعددی به عنوان راهکار پیش رو دارید. اما بهترین استراتژی در این مرحله تمرکز است تا انتخاب ها را محدود کرده و بتوانید منابع خود را به بهترین شکل به راهکارهایی که با محدودیت ها متناسب اند، اختصاص دهید. انتخاب این استراتژی سبب افزایشنرخ بازگشت سرمایه (ROI)، افزایش راندمان منابع انسانی، افزایش شهرت و آگاهی از برند و ایجاد مزیت رقابتی متمایز خواهد شد.

3. فرصت

فرصت ها در واقع همان اتفاقات یا تعییراتی هستند که پتانسیل رشد، توسعه کسب و کار و ورود به بخش های جدیدی از بازار را برای شما فراهم می کنند. این فرصت ها می توانند در اثر عواملی مانند رفتار کاربران، تغییرات تکنولوژی و ترند بازار و عملکرد رقبای شما پدید آیند. به کمک تفکر استراتژیک می توان با ارزیابی وضعیت کنونی بازار، فرصت های موجود و پیش رو را شناسایی کرده و از این شرایط به سود کسب و کار خود استفاده کنید.

4. سرعت عمل

داشتن سرعت عمل و شناسایی فرصت ها در زمان و مکان صحیح، بسیار مهم است. چرا که در غیراین صورت رقبا زودتر دست به کار شده و از فرصت های موجود به نفع خود استفاده می کنند. کسب و کاری برنده است که پیشتاز باشد و بتواند به سرعت از قابلیت ها و توانایی های خود در راستای بهره گیری از این فرصت ها استفاده کند.

5. پیشرفت های غیر منتظره اولیه

یک استراتژی هوشمندانه و موفق، از همان ابتدا تغییراتی در جایگاه کسب و کار در بازار رقابتی پدید می آورد. بسیاری از افراد ممکن است به این پیشرفت ها و موفقیت های کوچک اولیه توجه نکنند، غافل از اینکه این دستاوردها از همان ابتدا به ما نشان می دهند که آیا به درستی در مسیر پیشرفت و رسیدن به اهدافمان قرار گرفته ایم؟

6. شناسایی و استفاده از اهرم های رشد

نکته مهم اینجاست که می توانید از این دستاوردهای اولیه مانند اهرم رشد یا نقاط راهنما استفاده کرده و با قدرت پنهان کسب و کار خود را برای دستیابی به اهداف خود در بازار مواجه شوید. به طوری که بتوانید با صرف منابع کمتر، بیشترین نرخ بازگشت سرمایه را از آن خود کنید. این استراتژی هوشمندانه می تواند به گونه ای تدوین شود که در تمام مراحل سفر مشتری، از آگاهی برند تا وفاداری، همواره او را برای ورود به مرحله بعدی هدایت و تشویق کند.

7. ورود به دروازه موفقیت

مشاهده ی تغییرات در جایگاه برند، هم راستا با چشم انداز شما یا رشد مزیت رقابتی، دورنمایی از مسیر درست آینده ی کسب و کار را به شما نشان می دهد که از طریق آن می توانید در زمینه های بسیاری مانند تعامل کارآمد با مشتریان، بهینه سازی استراتژی برندینگ، ایجاد ارزش و سودآوری پیشرو باشید. یک استراتژی موفق در نهایت باید به افزایش قدرت برند و افزایش سودآوری آن منجر شود. این قدرت می تواند در اثر مواردی مانند جذب مخاطبان بسیار، افزایش سهم بازار، پیشی گرفتن از رقبا، دارا بودن فرهنگ سازمانی مناسب، استفاده از بهینه ترین کانال های تبلیعاتی و … به دست آید.

هدف این است که دستاوردهای اولیه را در راستای چشم انداز و اهداف کسب و کار به موفقیت های بزرگتر و پابدارتر تبدیل کنید تا همیشه در مسیر رشد باقی بمانید.

تفکر استراتژیک می تواند به مدیران و صاحبان کسب و کار در تدوین اهداف بلند مدت و همچنین مدیریت ریسک کمک کند و بتوانند با وجود منابع محدود، در بهینه ترین حالت مسائل را مدیریت کنند. اگر در زمینه ی تدوین استراتژی دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ نیاز به یک تیم مشاوره حرفه ای دارید، این کار را به آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان برون سپاری کنید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: پنجشنبه 24 مرداد 1398 ساعت: 14:19

کسب و کارهای دیجیتال برای ماندن در مسیر و رشد خود در فضای پر رقیب بازار، همواره باید پویا باشند و خود را با روند رو به رشد صنعت همگام کنند. یکی از استراتژی های لازم در این راستا، تولید محتوای باکیفیت و بازاریابی محتوا است. در عین حال، بهینه سازی موتورهای جستجو یا سئو و رعایت قوانین آن برای صاحبان وب سایت الزامی است، چرا که این محتوا در نهایت باید توسط کاربران دیده شود. در حقیقت باکیفیت ترین محتوا، اگر در نتایج اولیه ی جستجوی گوگل مشاهده نشود، در عمل توسط مخاطبان دیده نشده و کسب و کار را به اهداف خود نمی رساند.
لینک سازی یا لینک بیلدینگ، یکی از کارهای مهمی است که برای بهینه سازی موتورهای جستجو یا سئو، در دو نوع لینک بیلدینگ داخلی و خارجی انجام می شود.پیش از این در مقاله انواع لینک بیلدینگ، در مورد لینک بیلدینگ خارجی یا روش های دریافت بک لینک صحبت کرده ایم. این نوع لینک ها از نظر گوگل لینک های طبیعی محسوب شده و با ارزش هستند.
می توان گفت تولید محتوای با کیفیت، با ارزش و مفید، یکی از مهم ترین و منطقی ترین دلایلی است که وب سایت های دیگر را به لینک دادن به وب سایت شما ترغیب می کند. در حالی که تولید محتوای ارزشمند و ترغیب کننده کار ساده ای نیست، در این مقاله قصد داریم به 8 نکته در این زمینه اشاره کنیم تا بتوانید پتانسیل محتوای خود را برای دریافت لینک طبیعی بالا ببرید.

1. تولید محتوای همیشه سبز

یکی از موفق ترین استراتژی های بازاریابی محتوا، تولید محتوای همیشه سبز یا Evergreen Content است. این نوع محتوا، برخلاف انواع دیگری از محتوا مانند اخبار روز، با گذشت زمان اعتبار خود را از دست نداده و تا مدت های بسیاری می توانند مرجع و منبع مفیدی برای افراد باشند. چگونه ها، مقالات آموزشی، راهنماها، تاریخچه ها، انواع داستان از جمله داستان برند، لیست ها و تاپ لیست ها، واژه نامه و اصطلاحات پرکاربرد و مطالعات موردی، نمونه هایی از محتوای همیشه سبز هستند.

2. استفاده از ویدیوها، تصاویر و اینفوگرافی

طبق تحقیقات انجام شده، مغز انسان محتوای بصری را تا چندهزار برابر سریع تر از محتوای متنی پردازش می کند. بنابراین استفاده از این نوع محتوا مخاطب بسیاری را به خود جلب کرده و میزان انگیجمنت را افزایش می دهد. همچنین طبق آمار موجود، مقالاتی که در آن ها از ویدیو، عکس و اینفوگرافی مرتبط، غیر تکراری و مفید استفاده شده است، به مراتب بیشتر لینک دریافت کرده اند.

3. استفاده از نتایج تحقیقات و داده های اصلی

برای نوشتن یک مقاله خوب، منابع مختلفی در دسترس است. طبق تحقیقات به عمل آمده، مقالاتی که اطلاعات آن ها بر اساس آمار و حقایق علمی، مستندات موجود و نتایج به دست آمده از تحقیقات تنظیم می شوند و منابع معتبری دارند، پتانسیل بالاتری برای دریافت بک لینک از وب سایت های معتبر خواهند داشت.

4. اضافه کردن نظرات متخصصان

اضافه کردن نظرات متخصصان صنعت و اینفلوئنسرها و نقل قول از منابع بسیار معتبر به مقالات، همانند استفاده از آمارهای معتبر و نتایج تحقیقات، بر اعتبار محتوا می افزاید. بنابراین محتوای شما از دید صاحبان دیگر وب سایت ها ارزش بیشتری برای لینک دادن پیدا می کند  و شانس دریافت بک لینک های معتبر افزایش می یابد.

5. مطالعات موردی

یکی دیگر از راه های موثر در دریافت بک لینک، نشر مطالعات موردی و همچنین نمونه کارهای موفق و تجربیات سازمان خود در زمینه های مرتبط است. برای مثال، اگر محصول یا خدمت شما به حل مشکلات یا موفقیت افراد یا سازمانی دیگر کمک کرده یا یک فرضیه موجود در صنعت خود را به صورت عملی به اثبات رسانده اید، می توانید آن را در قالب مقالاتی منسجم در وب سایت ذکر کنید. استفاده از این استراتژی علاوه بر جلب اعتماد مخاطب، سیگنال مثبتی برای لینک بیلدینگ خارجی محسوب می شود.

6. تولید محتوای آموزشی با جزییات بسیار

اگرچه محتوای آموزشی و راهنماهای گام به گام، زیرمجموعه ی محتوای همیشه سبز هستند، اما به دلیل اهمیت آن، در موردی جداگانه به آن اشاره می کنیم. طبق تحقیقات معتبر انجام شده، مقالات طولانی و دارای بیش از 2500 کلمه، لینک بیشتری دریافت کرده اند. علت طولانی بودن این مقالات، اشاره به جزییات در رابطه با یک موضوع، آموزش گام به گام، کیفیت بالا و جامع و کامل بودن آن مطلب است.

7. تولید پادکست

در سال های اخیر پادکست ها مورد توجه افراد و همچنین موتورهای جستجو قرار گرفته اند. تولید و نشر پادکست های مفید و باکیفیت، علاوه بر داشتن نقش مثبت در سئو، می توانند در دریافت لینک از منابع معتبر موثر باشند. برای مثال، اگر پادکست تولید شده، شامل مصاحبه با فردی متخصص یا سرشناس باشد، قطعاً از وب سایت آن شخص و دیگر منابع مرتبط با آن حوزه، لینک دریافت خواهید کرد.

اگر در کسب و کار دیجیتال خود نیاز به تولید محتوای باکیفیت دارید، این کار را به آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان برون سپاری کنید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: چهارشنبه 23 مرداد 1398 ساعت: 17:43

در مقالات قبل با طراحی تجربه کاربری (UX Design) و اهمیت آن آشنا شدید. طراحی تجربه کاربری به معنای طراحی یک تجربه ایده آل برای کاربران، هنگام استفاده از یک محصول یا خدمت است.

یک طراح تجربه کاربری یا UX Designer، شخصی است که به بررسی و تحلیل احساسات و ادراکات کاربران از محصول مورد نظر می پردازد. سپس این دانش را با هنر خود ترکیب کرده و در طراحی محصول و بهبود تجربه کاربری به کار می برد. از ویژگی های شخصیتی یک طراح تجربه کاربری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مشتاق به دریافتن جزییات نحوه کار کردن محصولات و نحوه تعامل کاربران با آن ها، خصوصاً در حوزه تکنولوژی
  • قابلیت ادراک مشتری و دلایل به وجود آمدن احساسات و چالش های مختلف هنگام استفاده از محصول، وب سایت یا اپلیکسشن
  • دارا بودن مهارت کار گروهی و توانایی ایجاد تعامل و ارتباط با دیگر بخش های سازمان، به خصوص با طراحان رابط کاربری (UI Designers)
  • خلاق، دارای روحیه یادگیرنده، توانایی مدیریت بحران و حل مسئله

در ادامه به 9 عادت موثر برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربری موفق اشاره خواهیم کرد.

1. همواره اطلاعات خود را به روز کنید.

یادگیری مستمر و به روزرسانی دانش و مهارت های مرتبط با طراحی تجربه کاربری، با استفاده از منابع معتبر آموزشی یکی از گام های ضروری در این راه است.

2. درباره موضوعات مرتبط اطلاعات کسب کنید.

یک طراح خوب همواره در تلاش است در حوزه های مختلفی به جز طراحی اطلاعات کسب کند. برای مثال، داشتن اطلاعات در زمینه ی روانشناسی، می تواند شما را در درک نحوه نگاه افراد به مسائل و تعامل آن ها با محصولات و دنیای دیجیتال یاری کند. آشنایی با مدل های ذهنی افراد، داشتن اطلاعات کافی درباره محصول مورد نظر، در نظر گرفتن اهداف کسب و کار و ارزش های سازمان، آموختن مهارت های ارتباط موثر و بسیاری مثال های دیگر، می توانند در فرآیند طراحی تجربه کاربری به شما کمک کنند.

3. به یک شنونده فعال تبدیل شوید.

شنیدن، یکی از بهترین راه های یادگیری است. تکنیک شنیدن فعال نیازمند این است که شنونده بر صحبت های گوینده تمرکز کرده، آنها را درک کند و در مواقع لزوم به او پاسخ دهد. یک شنونده ی فعال، مطالب گوینده را به خاطر می سپارد. شنیدن فعال، کلید برقراری یک تعامل سازنده است.

4. مهارت داستان سرایی خود را تقویت کنید.

ارتباط و تعامل، مهم ترین بخش فرآیند طراحی است. به عبارتی دیگر، در مرحله اول، آنچه سبب تمایز و موفقیت یک طراح می شود، توانایی برقراری ارتباط موثر است، نه طراحی! چرا که یک طراح نیاز دارد تصمیمات خود را در طراحی، به گونه ای به دیگر اعضای مرتبط تیم منتقل نماید. داستان سرایی، یکی از بهترین راه های انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران است. بهترین طرح ها هنگامی پدید می آیند که تمام اعضای تیم، داستان نهفته پشت محصول نهایی را به خوبی درک کرده باشند. داشتن ادراک صحیح و آشنایی با داستان برند، در تقویت این مهارت بسیار موثر است.

5. برای خود هدف تعیین کنید.

تمرین و یادگیری مستمر سبب پیشرفت شما در طراحی تجربه کاربری می شود. برای این منظور لازم است چشم انداز خود را تعیین کرده و برای خود اهداف چالش برانگیز اما دست یافتنی تعریف کنید. سپس برای هر هدف یک موعد نهایی یا ددلاین تعیین کرده و این تاریخ را در تقویم زمان بندی خود جهت یادآوری ذکر کنید. درنهایت در صورت محقق شدن آن اهداف، برای خود پاداش تعیین کنید.

6. با طراحان دیگر در ارتباط باشید.

برقراری ارتباط و استفاده از اطلاعات و مهارت دیگر طراحانی که شبکه ارتباطی گسترده ای داشته و برند شخصی خود را خلق کرده اند، در کنار برقراری ارتباط موثر با دیگر اعضای تیم، می تواند در بسیاری از موارد بر تجربیات شما افزوده و راهگشا باشد.

7. همواره در جستجوی علت مسائل و راه حل های متفاوت باشید.

اولین گزینه ای که به ذهنتان می آید الزاماً بهترین نیست. بهتر است برای هر مسئله به یک راه حل بسنده نکرده و چندین گزینه را در ذهن خود داشته باشید. به علاوه، یک طراح تجربه کاربری موفق باید بتواند علت انتخاب یک طرح یا راه حل را به خوبی برای دیگران شرح داده و آن را توجیه کند. مراجعه به پروژه های مشابه و ایده گرفتن از آن ها، یکی دیگر از راه های حل مسئله است.

8. در جلسات Usability Testing یا قابلیت استفاده از محصول شرکت کنید.

همان طور که در مقالات قبل مفصل به آن اشاره کردیم، داشتن شناخت صحیح از کاربران و درک احساسات و نیازهای آنان، یکی از ضروری ترین بخش های طراحی تجربه کاربری است. برخی از طراحان برای درک نحوه تعامل کاربر با محصول، به بررسی داده های آماری و پرسونای مخاطبان بسنده می کنند. اگرچه این داده ها می توانند تا حد زیادی مفید باشند، اما مشاهده ی نحوه تعامل کاربران با محصول از نزدیک، طراح را با سرعت و دقت بیشتری به نتیجه ی مورد نظر رسانده و بهتر می تواند چالش های کاربر را در استفاده از محصول از نزدیک مشاهده کند.

9. از انتقادات سازنده استقبال کنید.

اگرچه انتقادات افراد ممکن است همواره خوشایند نباشد، اما یک طراح نباید فراموش کند که هدف اصلی طراحی، کاربران هستند. بنابراین همواره باید از انتقادات سازنده و منطقی استقبال کرده و آن را فرصتی برای بهبود و رفع نواقص بداند. حتی گاهی لازم است طراحان از گروه های مختلف افراد با مهارت ها و تخصص های متفاوت بازخورد گرفته و سپس نتایج را طبق معیارهای خود اولویت بندی کنند.

تیم طراحی و توسعه وب سایت آژانس دیچیتال مارکتینگ ماکان، کسب و کار شما را از طریق طراحی خلاقانه UX و UI از رقبا متمایز می سازد.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: پنجشنبه 17 مرداد 1398 ساعت: 14:25

تجربه کاربری (UX) عاملی مهم در موفقیت یا شکست یک محصول در بازار است. این محصول می تواند یک وب سایت یا یک محصول قابل لمس باشد. بیشتر اوقات مفهوم تجربه کاربری با Usability یا قابلیت استفاده اشتباه گرفته می شود، به این مفهوم که تا چه میزان استفاده از یک محصول آسان است.
اما حقیقت این است که مفهوم تجربه کاربری چیزی فراتر از این عامل است و برای خلق یک تجربه کاربری موفق باید عوامل دیگری نیز در نظر گرفته شود. در این مقاله قصد داریم شما را با ۷ عامل موثر در طراحی یک تجربه کاربری موفق آشنا کنیم.

1. مفید یا Useful

اگر یک محصول برای کاربر مفید نباشد و او را به اهداف مورد نظرش نرساند، ارزش ورود به بازار را ندارد. کاربران هرگز تمایلی برای هدر دادن زمان خود و صرف هزینه های اضافی برای محصولات یا وب سایت هایی که آن ها را به سرعت به اهداف شان نمی رسانند، ندارند.

2. قابل استفاده یا Usable

قابلیت استفاده یا Usability به این معناست که کاربر بتواند به صورت موثر و کارآمد از محصول استفاده کرده و به اهداف خود دست یابند. معمولا اولین نسل از محصولات، در مقایسه با نسل های به روز شده ی بعدی، قابلیت استفاده خود را از دست می دهند و کاربران دیگر به سراغ آن ها نمی آیند. یک محصول Usable، موثر، کارآمد و انگیجینگ است، نحوه کار کردن با آن به سادگی ادراک می شود و قابلیت عیب یابی و رفع خطاها (errors) در آن وجود دارد.

3. در دسترس یا Findable

این ویژگی در مورد محصولات فیزیکی به این معناست که یک محصول به راحتی در بازار یافت شود و در مورد محصولات دیجیتال مانند وب سایت، به مفهوم آن است که بتوان به راحتی به محتوای آن دسترسی پیدا کرد. برای مثال، اگر با یک صفحه روزنامه مواجه شوید که شامل مطالب مختلف بدون دسته بندی منظم باشد، به احتمال زیاد به زودی از ادامه ی مطالعه صرف نظر خواهید کرد. این روزها با گسترش دنیای دیجیتال، مردم در بیشتر مواقع از وب سایت ها با اهداف گوناگون مانند یافتن اطلاعات مورد نظر خود استفاده می کنند. بنابراین یکی از مهم ترین ویژگی های موثر در رابط کاربری وب سایت این است که وب سایت ساختار مناسبی داشته و اطلاعات آن به راحتی در دسترس باشد.

4. قابل اعتماد یا Credible

امروزه انتخاب های بسیاری برای کاربران در مورد محصولات مختلف وجود دارد. بنابراین قطعاً به سراغ محصولات یا برندهایی می روند که به آن اعتماد بیشتری دارند. جلب اعتماد مخاطبان در مورد یک وب سایت، یکی از عواملی است که سبب می شود کاربر در وب سایت بماند یا دوباره به آن برگردد. یکی از عوامل موثر در ایجاد این اعتماد و جلب توجه کاربران، طراحی وب سایت است. کاربر باید حس کند که محیط وب سایت دور از سلیقه اش نیست و به عبارتی دیگر با آن غریبه نیست. همچنین داشتن محتوای باکیفیتو معتبر و ایجاد بخش سوالات متداول مثال هایی از راه های جلب اعتماد مخاطبان هستند.

5. مورد نیاز یا Desirable

این ویژگی به این معناست که تا چه حد افراد به دنبال محصول شما هستند و به عبارتی عامیانه، یک محصول چقدر خواستنی است؟ طراحی برخی محصولات به نوعی است که احساس نیاز به داشتن آن را در دیگر افراد ایجاد می کند.  Desire یا میزان نیاز به محصول وابسته به عواملی مانند طراحی ظاهری، طراحی احساسی یا Emotional Design، استراتژی برندینگ شرکت، تصویر و هویت برند، هویت سازمان و اعتبار آن در ذهن مشتریان بستگی دارد.

6. قابل دستیابی یا Accessible

متاسفانه قابلیت دستیابی معمولاً عاملی است که در بیشتر مواقع در طراحی محصولات نظر گرفته نمی شود. این ویژگی به این معناست که طراحی محصول باید به گونه ای باشد تا تمام افراد با هر سطحی از توانایی فیزیکی و ذهنی، بتوانند از آن استفاده کنند. برای مثال، افرادی که از لحاظ بینایی، شنوایی، حرکت، میزان یادگیری یا دیگر توانایی ها نسبت با افراد عادی متفاوت هستند نیز باید بتوانند مانند دیگران از محصولات استفاده کنند. تولیدکنندگان محصولات یا توسعه دهندگان وب سایت ها معمولاً بر این باورند که در نظر گرفتن ناتوانی های افراد در طراحی محصولات، سبب هدر رفتن زمان و بودجه ی آن ها می شود، چرا که افراد ناتوان یا کم توان، طیف کوچکی از بازار هدف آن ها را تشکیل داده اند. اما نکته مهم این است که اگر یک محصول برای افراد کم توان قابل استفاده باشد، قطعاً استفاده از آن برای افراد عادی ساده تر است.

7. ارزشمند یا Valuable

ارزشمند بودن به میزان ادراک کاربران از یک محصول، میزان ارزش افزوده در زندگی آنان و همچنین ارزش ایجاد شده برای سازمان باز می گردد. کاربران معمولاً نسبت قیمت به کارایی و کیفیت محصول را در نظر گرفته و آن را معیار انتخاب خود قرار می دهند. برای مثال، تولید محتوای ارزشمند، توجه به بازخوردها و ارائه پشتیبانی قوی، چند راه ایجاد ارزش برای کاربران هستند.
شما می توانید برای آشنایی با دیگر ویژگی های یک وب سایت کاربرپسند می توانید به بخش بلاگ مراجعه کنید.
فراموش نکنید که توجه کردن به این فاکتورها، در کنار شناخت دقیق از مخاطبان، می تواند سبب ایجاد تغییرات شگفت انگیزی در فرآیند طراحی تجربه کاربری یا UX Design شود. اگر قصد طراحی وب سایت دارید و ایجاد ارزش افزوده برای کاربران و همچنین خلق یک تجربه کاربری موفق برای تان به یک چالش تبدیل شده است، این کار را به تیم طراحی و توسعه وب‎سایت آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان برون سپاری کنید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت: 19:40

مرحله تست، یکی از مهم ترین مراحل در فرآیند طراحی تجربه کاربری است. انجام تست های مختلف روی کاربران باعث می شود طراحان تجربه کاربری، نتیجه تغییرات مرحله قبل یعنی Design را در وب سایت یا محصول مورد نظر خود بررسی کرده و در صورت لزوم با رفع ایرادات، طرح را بهبود دهند. برخی از طراحان تجربه کاربری اهمیت مرحله تست را درک نکرده و برای صرفه جویی در زمان و هزینه پروژه، از آن صرف نظر می کنند. اما لازم است بدانید برخی چالش ها و مشکلات هرگز در فاز طراحی خود را نشان نداده و قابل پیش بینی نیستند. به علاوه، نرخ بازگشت سرمایه به میزان بیشتری در مقایسه با هزینه و زمان صرف شده برای مرحله تست افزایش می یابد. این در حالیست که الزاماً مرحله تست در تمام پروژه ها چندان هزینه بر نیست. تحقیقات نشان داده است که به طور کلی انجام تست با حداقل ۵ کاربر، می تواند تا حدود ۸۰% از مشکلات کاربری را نمایان کند .

مرحله تست الزاماً پیچیده و دشوار نیست. تست حتی می تواند در مرحله پروتوتایپ انجام شود. هرچه تست زودتر انجام شود، اعمال تغییرات ساده تر خواهد بود. در ادامه مطلب با User Testing و برخی راه های انجام آن آشنا خواهید شد.

روش های اجرای تست یا User Testing

تست یا User Testing از روش هایی مانند مشاهده، طراحی پرسشنامه، تحقیقات میدانی و مصاحبه انجام می شود. در هر کدام از این روش ها، تیم طراحی تجربه کاربری، مکانی را برای حضور کاربران و انجام تست تعیین می کنند. پیش از انجام تست باید اهداف خود را از تست به طور دقیق تعیین کنید، بدانید دقیقاً به دنبال دانستن چه نکاتی هستید و آماده ی پاسخگویی به سوالات کاربران باشید. در نهایت اطلاعات حاصل از تست را تحلیل و نتایج را خلاصه کنید. برای صرفه جویی در زمان خود بهتر است هربار پس از انجام تست و پیش از فاز پیاده سازی طرح، تمرکز خود را بر رفع بزرگ ترین مشکل موجود قرار دهید و حل دیگر چالش ها را به زمان های دیگر واگذار کنید.

تست قابلیت استفاده یا Usability Testing

تست قابلیت استفاده، در جلسه ای انجام می شود که کاربر در حضور تیم طراحی تجربه کاربری، از محصول، وب سایت یا اپلیکشن استفاده می کند تا چالش ها و مشکلات کاربری و علت وقوع آن ها مشخص شود. این کاربر باید نماینده ای از پرسونای مخاطب شما باشد. در برخی از این جلسات از کاربر درخواست می شود تا توضیح تمام مراحل و آنچه در ذهنش می گذرد را با صدای بلند بازگو کند تا طراح تجربه کاربری بتواند از نیت و احساس او بیشتر آگاه شود.

Remote User Testing

روش Remote User Testing هنگامی استفاده می شود که امکان دسترسی تیم طراحی تجربه کاربری به کاربران از نزدیک موجود نباشد. برای مثال ممکن است مخاطب در مکانی دوردست زندگی کند یا اینکه دعوت از کاربران به محل جلسه، هزینه ی زیادی به شرکت تحمیل کند. در این صورت، کاربر در حال تست به صورت آنلاین با تیم طراحی تجربه کاربری در ارتباط خواهد بود. یکی از مزیت های این روش، این است که کاربر با محیط خود (که معمولاً خانه یا محل کار است) از پیش آشنایی دارد و استرسی از این بابت به او وارد نمی شود. اما یکی از مهم ترین معایب این روش، دقت پایین تر نتایج تست در مقایسه با مشاهده حضوری کاربر هنگام انجام تست است. همچنین تحلیل و بررسی نتایج این نوع تست از روش قبل سخت تر خواهد بود.

 

تست A/B

پیش از این در مقاله ۱۱ قدم برای تست A/B به طور مفصل درباره این تست صحبت کرده ایم. تست A/B یکی از روش های ساده و رایج جهت مقایسه ی دو نسخه ی متفاوت برای وب سایت، اپلیکیشن یا ایمیل است. به کمک این تست می توانید فرضیات خود را محک زده و دریابید کدام نسخه از وب سایت یا اپلیکیشن ، بیش تر به شما برای رسیدن به هدف مورد نظرتان کمک کرده و تجربه کاربری بهتری خلق می کند. نکته مهم این است که پیاده سازی تست A/B زمانی کارایی دارد که طراحی وب سایت یا اپلیکیشن شما تکمیل شده و تنها نیاز به بهبود دارد و در فاز Design نباید از آن استفاده کرد. به علاوه، نتایج حاصل از تست A/B به شما نشان می دهد کدام نسخه از طراحی عملکرد بهتری داشته است، اما علت آن فقط با تحلیل تست های کیفی آشکار می شود.

 

مرحله پیاده سازی

پس از پایان تست ها، نتایج حاصل مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته و بهینه ترین طراحی با در نظر گرفتن اهداف سازمان، به عنوان نسخه اصلی پیاده سازی می شود. نکته قابل توجه این است فرآیند طراحی تجربه کاربری یک فرآیند غیرخطی است که به فاز پیاده سازی ختم نمی شود. به این مفهوم که UX Design باید به طور مستمر بهینه سازی و بازنگری شود، چرا که محیط کسب و کار، ترجیحات و نیازهای کاربران پویا بوده و روز به روز دست خوش تغییرات هستند. بنابراین برای خلق تجربه کاربری موفقیت آمیز و همچنین بقا و رشد کسب و کار در فضای پررقیب بازار، نباید از اهمیت بهینه سازی این فرآیند غافل شد.

آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با توجه به نوع کسب و کار و مخاطبان شما، قادر است بهترین تجربه کاربری را برای وب سایت شما طراحی نماید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت: 16:29

در مقاله قبل مفصل در مورد مرحله اول طراحی تجربه کاربری، یعنی تحقیق و شناسایی کاربران در (UX Design (User Research صحبت کردیم. اطلاعات حاصل از مرحله اول به شما به عنوان طراح تجربه کاربری، نشان می دهد مخاطبان تان چه کسانی هستند و اهداف، احساسات، نیازها و سلایق آن ها در رابطه با محصول مورد نظرتان چیست. به این ترتیب شما وارد فاز طرح مسئله شده اید که در این مسئله، چالش ها، مشکلات و نیازهای کاربران گنجانده شده است. اکنون باید به کمک طرح ایده های خلاقانه، راه حل مسئله موجود را معرفی کنید. به عبارتی دیگر، در این مرحله قصد داریم ویژگی های لازم برای خلق یک تجربه کاربری خوب را متناسب با محصول خود شناسایی کرده و آن ها را در طراحی بگنجانیم، به نحوی که نتیجه ی نهایی آن برطرف کردن نیازهای کاربران و ایجاد حس مطلوب در آنان بر اثر استفاده از محصول ما باشد. بنابراین لیستی از این ویژگی ها، با در نظر گرفتن اینکه هر کدام تا چه حد با اهداف کسب و کار هم راستا هستند و چه اندازه می توانند نیازهای کاربران را برطرف کنند، تهیه شده و در کل فرآیند گنجانده می شوند.
در این بخش قصد داریم به توضیح مرحله دوم از فرآیند طراحی تجربه کاربری، یعنی Design بپردازیم.
مرحله طراحی از دو بخش Wireframe و Prototype (نمونه اولیه ی طراحی یا نسخه آزمایشی) تشکیل شده است. در این مرحله می توانید با توجه به اطلاعات حاصل از مرحله قبل، نمونه ی قابل لمسی از محصول خود را جهت تست و اطمینان از قابلیت استفاده یا Usability توسط کاربران، آماده کنید. قابلیت استفاده، یکی از عوامل متمایز کننده ی محصولات است. برای مثال، با وجود اینکه محصولات اپل طراحی جذاب و منحصربه فردی دارند که حتی از فاصله دور نیز قابل تشخیص است، می توان گفت قابلیت استفاده و خلق تجربه کاربری موفق، محصولات اپل را از رقبا متمایز کرده است.

طراحی یک تجربه کاربری رضایت بخش، شامل برنامه ریزی سفر مشتری برای کاربران است، به نحوی که به آن ها در یافتن نیازهای شان در این فرآیند کمک شود. محصول باید برای کاربر مفید، قابل استفاده و رضایت بخش باشد، در غیر این صورت زیبایی های ظاهری آن اهمیت چندانی ندارد.

معماری اطلاعات

در مورد محصولات دیجیتال مانند یک وب سایت، پیش از طراحی دیاگرام کلی وب سایت یا Wireframe که در ادامه به توضیح آن می پردازیم، باید ترتیب و دسته بندی قرارگیری محتوا را در وب سایت در نظر بگیرید. نکته مهم در این فرآیند این است که همواره خط مشی کلی خود را فراموش نکنید. این جمله به معنای این است که در کنار در نظر گرفتن لیست ویژگی های محصول هنگام طراحی و تکمیل ایده ها، اهداف سازمان و اطلاعات حاصل از مرحله اول را که شامل نیازها، چالش ها و علاقه مخاطبان است را فراموش نکنید.

معماری اطلاعات یا (Information Architecture(IA در محصولات دیجیتال مانند وب سایت ها و اپلیکیشن ها بسیار مهم است. زیرا اگر کاربران یک باره با حجم وسیعی از اطلاعات روبه رو شده یا مسیر خود را در وب سایت گم کنند، تجربه بدی از آن محصول، خدمت یا برند در ذهن شان ثبت خواهد شد. به همین علت، معماری اطلاعات یکی از بخش های مهم در طراحی تجربه کاربری به حساب می آید.

هدف معماری اطلاعات، ساختاردهی، برچسب زنی و نظم بخشیدن به محتواست، به نحوی که کاربران بتوانند به راحتی آنچه نیاز دارند را در وب سایت یافته و به هدف مورد نظر خود برسند. در این فرآیند، طراح تجربه کاربری باید به درستی رابطه میان مطالب و بخش های مختلف وب سایت را طراحی و تنظیم کند. مزایای IA را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

  • افزایش رضایت و درنتیجه وفاداری مشتری
  • ایجاد navigation موثر
  • کاهش هزینه های پشتیبانی مشتری
  • کاهش نرخ پرش یا Bounce Rate

تنظیم سلسله مراتب محتوای وب سایت با استفاده از روش های مختلفی انجام می شود. یکی از این روش ها، Card Sorting است که در مقاله قبل در مورد آن توضیح داده شده است .

Wireframing

پس از مشخص شدن معماری اطلاعات، نوبت به تهیه وایرفریم می‎رسد. اصطلاح وایرفریم در UX Design به تصویر کلی یا دیاگرام یک وب سایت، اپلیکیشن یا نرم افزار گفته می شود که شامل:

  • جانمایی فاصله ها و فضاهای خالی در صفحه
  • محل قرارگیری محتوای متنی، عکس ها، دکمه ها
  • اولویت بندی محتوا بر اساس IA
  • اطمینان از پوشش دادن تمام ویژگی ها
  • مقصود ما از نوع رفتار کاربران

وایرفریم به ندرت شامل موضوعات مرتبط با رنگ بندی و استایل است، چرا که وظیفه اصلی آن نشان دادن ارتباط میان المان های مختلف وب سایت به تیم طراحی UX است. به عبارتی دیگر، تمرکز وایرفریم بر ساختار سایت یا محصول است که درنهایت با توجه به اطلاعات حاصل از شناسایی کاربران به طرحی بصری از ظاهر وب سایت تبدیل می شود.
وایرفریم می تواند به سادگی بر روی یک کاغذ ترسیم شده و پس از آن به حالت دیجیتالی تبدیل شود.

اهمیت Wireframe در طراحی تجربه کاربری

از وایرفریم برای مرتبط کردن طراحی بصری وب سایت به معماری اطلاعات آن استفاده می شود. این فرآیند به یافتن راه های گوناگون برای نمایش محتوا و اطلاعات درون وب سایت در کنار اولویت بندی آن ها می پردازد. این اولویت بندی بر اساس میزان اهمیت محتوا برای کاربران، انتظارات و اهداف آن ها از مراجعه به وب سایت صورت می گیرد. وایرفریمینگ به طراح تجربه کاربری کمک می کند تا آیتم های اصلی آن صفحه و نوع چیدمان آن ها را در وب سایت انتخاب کرده و تیم را برای ساخت Prototype آماده کند.
همچنین، آماده سازی وایرفریم ها سریع و کم هزینه و ساده است و ایده های بسیاری جهت اشتراک گذاری با تیم طراحی تجربه کاربری در اختیارتان قرار می دهد.

Prototyping

نمونه اولیه طراحی محصول، Prototype نام دارد. در حقیقت، پروتوتایپ یک پیش الگوی عینی و ملموس از یک محصول است که به طراحان تجربه کاربری این امکان را می دهد که پیش از آماده سازی نسخه کامل، ایده های مختلف را آزموده و قابلیت استفاده، کارایی، واکنش کاربران و نوع تعامل آنان با محصول را پیش از صرف زمان و هزینه های زیاد برای تولید محصول اصلی یا توسعه وب سایت به طور کامل، از نزدیک مشاهده کنند.

مزایای استفاده از پروتوتایپ در طراحی تجربه کاربری

علاوه بر موارد فوق، استفاده از پروتوتایپ مزایای بسیار دیگری در طراحی تجربه کاربری دارد. برخی از این مزایا عبارت اند از:

  • امکان شناسایی و رفع خطاها
  • آزمودن ایده های جدید در طراحی با استفاده از کاربران
  • پیشبرد و توسعه ایده اصلی با کمک گرفتن از نظرات مخاطبان
  • سرعت در اعمال تغییرات بدون نیاز به صرف هزینه های زیاد
  • امکان ارائه پروتوتایپ به عنوان نمونه ای عینی از طراحی به مدیران و دیگر اعضای تیم برای توجیه کردن آنان

پس از طراحی وایرفریم و پروتوتایپ، نوبت به مرحله تست طرح خواهد رسید. برای آشنایی با این مرحله در طراحی تجربه کاربری، مقاله بعدی را از دست ندهید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 8 مرداد 1398 ساعت: 19:39

در مقاله قبل با طراحی تجربه کاربری و اهمیت آن آشنا شدید. در این مقاله و مقالات بعدی شما را با فرآیند طراحی تجربه کاربری به صورت گام به گام آشنا خواهیم کرد.

مراحل طراحی تجربه کاربری (UX Design)

فرآیند طراحی تجربه کاربری را می توان به ۴ مرحله اصلی زیر تقسیم کرد:

  • تحقیق و شناسایی کاربران User Research
  • طراحی Design
  • تست   User Testing
  • پیاده سازی Implementation

اما با توجه به تفاوت هر پروژه و پویا بودن آن، هر طراح می تواند فعالیت های متفاوت و مختلفی در هر مرحله جهت بهبود طراحی انجام دهد.

گام اول: تحقیق و شناسایی کاربران 

انجام تحقیقات لازم برای شناخت کاربران یا User Research گام اولیه و اساسی در انجام پروژه های طراحی تجربه کاربری است. حاصل این تحقیقات، شناخت کاربران، رفتار،اهداف، نیازها و انگیزه های آن ها در ارتباط با محصول است. این شناخت به ما کمک می کند تا بدانیم کاربران چگونه از محصول ما استفاده می کنند، در کدام مراحل دچار چالش می شوند و مهم تر از همه، هنگام تعامل با محصول چه احساسی دارند.
همدل بودن یا Empathy با کاربران، کلید و راه حل این ماجراست. یک طراح تجربه کاربری با گروه های مختلفی از افراد با سلایق و دیدگاه های مختلف روبه رو می شود و صرفاً وظیفه دارد رفتار و واکنش های آنان را علت یابی کرده و خود را جای آنان بگذارد. طراح باید در این مرحله انعطاف پذیری بسیاری از خود نشان دهد. به عبارتی دیگر، یک طراح تجربه کاربری باید دنیا را از دید کاربران ببیند و تلاش کند بهترین و مفیدترین تجربه را برای آنان خلق نماید.

چرا User Research تا این اندازه مهم است؟

زمانی که تنها فرضیات خود را درباره مسائل مختلف در نظر میگیریم، فراموش می کنیم که ممکن است تجربه افراد دیگر در رابطه با این موضوعات بسیار متفاوت باشد. در نظر داشتن این واقعیت در طراحی تجربه کاربری بسیار ضروری است. زیرا در غیر این صورت می تواند به از دست دادن فرصت های بهبود محصول و شکست در خلق یک تجربه کاربری مثبت و منطبق با نیازهای کاربران بیانجامد. برای مثال ممکن است کار کردن با یک وب سایت یا نرم افزار از دید طراح آن بسیار ساده و بدیهی جلوه کند، اما از دید یک کاربر عادی با دانش و تخصص اندک، کاری پیچیده به نظر بیاید.

این دانش عمیق از راه های متفاوتی حاصل می شود اما تنها زمانی که یک طراح تجربه کاربری، مخاطبان هدف خود را بشناسد، مستقیماً با آن ها در تعامل باشد، و سلیقه و نیاز آن ها را بداند، می تواند ادعا کند که تا حد زیادی قادر است از زاویه دید کاربر به محصول نگاه کرده، احساس او را درک کند و هدف خود را از طراحی تعیین کند. شروع کردن طراحی بدون داشتن اطلاعات دقیق اولیه، ریسک شکست پروژه را تا حد بسیار زیادی افزایش داده و سبب هدر رفتن زمان و سرمایه خواهد شد.

تکنیک های User Research  

در مقاله ی اهمیت شناسایی پرسونای مخاطب، به طور مفصل در رابطه با تعریف پرسونا و روش های ایجاد آن صحبت کرده ایم.
پرسوناها مرتبط با مخاطبانی هستند که هم اکنون به صورت واقعی موجودند یا پتانسیل تبدیل شدن به مخاطب شما را دارند. بررسی پرسونای مخاطبان تصویری شفاف را در رابطه با دسته بندی مخاطبان، ویژگی ها، نیازها، نحوه تعاملات و انتظارات آن ها از محصولات مورد نظر، در اختیار تیم طراحی تجربه کاربری قرار می دهد.

پس از اینکه درک صحیحی از مخاطبان خود پیدا کردید، باید از میان این مخاطبان افرادی را جهت انجام User Research انتخاب کنید. گوش دادن به صحبت های کاربران یا جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از آن ها در قالب هایی مانند پرسشنامه، روش هایی متفاوت و مکمل در User Research هستند که اطلاعات بسیاری را در اختیار طراح تجربه کاربری قرار می دهند. در ادامه به توضیح برخی تکنیک های مهم مورد استفاده در User Research می پردازیم.

  • مصاحبه با کاربران

    مصاحبه ها شاخه ای از تحقیقات میدانی هستند که به شکل یک بحث و بررسی عمیق میان مصاحبه کننده و یک کاربر از میان مخاطبان هدف صورت می گیرد. این روش برای دانستن نیازهای کاربر هنگام استفاده از محصول مناسب است. ممکن است در مصاحبه از افراد خواسته شود ویژگی های محصول ایده آل خود را شرح دهند.

  • پرسشنامه آنلاین یا Online Survey

    در این روش، فرم مصاحبه که شامل سوالاتی مشخص در رابطه با محصول مورد نظر شما و نظرات و احساس کاربران در رابطه با نحوه استفاده از آن است، به صورت آنلاین برای مخاطبان هدف فرستاده می شود. داده های به دست آمده از این روش در یک پایگاه داده ذخیره شده و سپس نتایج آن توسط تیم طراحی تجربه کاربری تحلیل خواهد شد. به علاوه، در این مرحله انجام مصاحبه آنلاین با افراد با تجربه و متخصص در حوزه طراحی تجربه کاربری می تواند ایده های خوبی در رابطه با ویژگی های موثر در UX اختیار شما قرار دهد.

  • تکنیک Card sorting

تکنیک Card Sorting یکی از تکنیک هایی است که پیش از مطرح شدن بحث UX در روانشناسی کاربرد داشت. در این تکنیک ساده و کاربردی، کلمات یا عباراتی بر روی کارت های مختلف نوشته شده و از کاربران می خواهند آن ها را دسته بندی کرده و برای هر دسته، نامی متناسب انتخاب کنند. کلمات و عبارات نوشته شده روی کارت ها باید با توجه به هدف شما از انجام این آزمون و بخش هایی از طراحی که سلیقه ی کاربر در آن نقش عمده ای دارد، انتخاب شود. برای مثال، استفاده از تکنیک Card Sorting پیش از طراحی تجربه کاربری برای یک وب سایت یا اپلیکیشن می تواند سلیقه مخاطب را در مورد دسته بندی و چیدمان موضوعات در اختیار شما قرار دهد. همچنین انجام این آزمون به کمک ابزارهای آنلاین نیز امکان پذیر است.

پس از تحلیل داده ها در پایان مرحله User Research، اطلاعات بسیار مفیدی حاصل می شود. این اطلاعات به ما شما می گویند مخاطبان شما چه کسانی هستند، چه نیازها، اهداف و دغدغه هایی دارند و به این ترتیب شما قادر به طراح مسئله ای خواهید بود که پس از ایده پردازی برای یافتن راه حل خلاقانه آن، وارد گام بعدی در خلق یک تجربه کاربری موفق خواهید شد.

برای آشنایی با مرحله Design و مراحل بعدی طراحی تجربه کاربری با ما همراه باشید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان

برچسب: نویسنده: elena golchin تاريخ: سه شنبه 8 مرداد 1398 ساعت: 17:10

صفحه بندی